درباره نویسنده
امید
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • :: منوچهر والی زاده ::
  • :: سپاسگزازی ::
  • :: سلام ::
  • :: موسوی-احمدی نژاد ::
  • :: مادرشوهر، مادرزن، مادر... ::
  • :: مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا(س) !!! ::
  • :: طبیعت بهاری کردستان ::
  • :: باغ گل محمدی - کاشان ::
  • :: دیدار با زهره شکوفنده ::
  • :: درباره ی پورتن ایلیا ::
  • :: تهران امروز ::
  • :: موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک) ::
  • :: روشهای از شیر گرفتن کودک ::
  • :: نمایشگاه بین المللی مبلمان ::
  • :: رحمت بی انتها ::
  • :: مراسم جشن سده‌ی زرتشتیان - تهران ::
  • :: استعداد هرگز کافی نیست ::
  • :: گنبد نمکی زیبا و بی نظیر "دشتی" - بوشهر ::
  • :: فلامینگو های مهاجر در منطقه حفاظت شده مند استان بوشهر ::
  • :: بازار فرش تبریز ::
  • :: زندگانی حضرت علی (ع) امیرالمومنین ::
  • :: شاد باشید ::
  • :: نسیم غدیر ::
  • :: تئاتر رویاهای خلیج فارس ::
  • :: نشان بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ::
  • :: سربازان وطن ::
  • :: درمان بیماریها با تنفس ::
  • :: زندگی با همسر کج مدار ::
  • :: آنچه ما از بزرگ کردن ده پسرمان آموخته ایم ::
  • :: شکل ها در هنر ::
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • امرداد ۸٤
دوستان من
  • مهربون ترین خدا
  • مجله شب
  • صد عکس
  • تا بینهایت
  • کتاب و داستان
  • میخوام همه خوشحال باشین
  • آبي ترين تشنه
  • خبرگزاری ورزش ايران
  • خبرگزاری دانشگاه آزاد
  • عاشقانه ترين
  • خانه کتاب
  • گفتگو با کلمات
  • تمبرهای جهان
  • شبکه ی کتاب ايران
  • کتاب نامه
  • کتاب خانه ی ملی
  • هنرمندان ايرانی
  • وبلاگ کتابداری
  • پرند نيلگون
  • خبرگزاری تابناک
  • خبرگزاری ايسنا
  • خبرگزاری فارس
  • خبرگزاری مهر
  • خبرگزاری قرآنی ايران
  • خبرگزاری ميراث فرهنگی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



p align="center">

کتاب های من
سلام من تو روز 22 آذر 63 بیمارستان ایرانشهر تهران به دنیا اومدم .
:: سالمرگ سپهری ::
نویسنده: امید - جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦

به سراغ من اگر می آیید...
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در کاشان متولد شد. خود سهراب گفته است: "... مادرم می داند که من روز 14 مهر به دنیا آمده ام، درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را می شنیده است... "

محل تولد سهراب باغ بزرگی در محله دروازه عطا بود. سهراب درباره محل تولدش می گوید : " ... خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یادگرفتن، وسعت خوبی بود. خانه ما همسایه صحرا بود . تمام رویاهایم به بیابان راه داشت... " (هنوز در سفرم - صفحه 10)
سال 1312به دبستان خیام (مدرس) کاشان رفت : " ... مدرسه، خواب های مرا قیچی کرده بود . نماز مرا شکسته بود . مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود . روز ورود، یادم نخواهد رفت : مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند . خودم را تنها دیدم و غریب ... از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه می شد.... " (اتاق آبی - صفحه 33)

" ... در دبستان، ما را برای نماز به مسجد می بردند. روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید. مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم. بی آنکه خدایی داشته باشم ... " (هنوز در سفرم)

سهراب می گوید: " خرداد سال 1319 ، پایان دوره شش ساله ابتدایی. دبستان را که تمام کردم، تابستان را در کارخانه ریسندگی کاشان کار گرفتم. یکی دو ماه کارگر کارخانه شدم . نمی دانم تابستان چه سالی، ملخ به شهر ما هجوم آورد . زیان ها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادی ها شدم. راستش، حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. اگر محصول را می خوردند، پیدا بود که گرسنه اند. وقتی میان مزارع راه می رفتم، سعی می کردم پا روی ملخ ها نگذارم...." (هنوز در سفرم)

مهرماه همان سال، برای حضور در دوره متوسطه به دبیرستان پهلوی کاشان رفت : " ... در دبیرستان، نقاشی کار جدی تری شد. زنگ نقاشی، نقطه روشنی در تاریکی هفته بود..." (هنوز در سفرم - صفحه 12)

سال 1322، پس از پایان دوره اول متوسطه به تهران آمد و در دانشسرای مقدماتی شبانه روزی تهران ثبت نام کرد: " ... در چنین شهری (کاشان)، ما به آگاهی نمی رسیدیم. اهل سنجش نمی شدیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل می باختیم. شیفته می شدیم و آنچه می اندوختیم، پیروزی تجربه بود. آمدم تهران و رفتم دانشسرای مقدماتی. به شهر بزرگی آمده بودم. اما امکان رشد چندان نبود... " (هنوز در سفرم- صفحه 12)

سال 1324 دوره دوساله دانشسرای مقدماتی به پایان رسید و سهراب به کاشان بازگشت: " ... دوران دگرگونی آغاز می شد. سال 1945 بود. فراغت در کف بود. فرصت تامل به دست آمده بود. زمینه برای تکان های دلپذیر فراهم میشد... "(هنوز در سفرم)

آذرماه سال 1325 به پیشنهاد مشفق کاشانی در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) کاشان استخدام شد: " ... شعرهای مشفق را خوانده بودم ولی خودش را ندیده بودم. مشفق دست مرا گرفت و به راه نوشتن کشید. الفبای شاعری را او به من آموخت..." (هنوز در سفرم)

سال 1326 و در سن نوزده سالگی، منظومه ای عاشقانه و لطیف از سهراب، با نام "در کنار چمن یا آرامگاه عشق" در 26 صفحه منتشر شد:

... زندگی افسانه محنت فزاست
زندگی یک بی سر و ته ماجراست
غیر غم و محنت و اندوه و رنج
نیست در این کهنه سرای سپنج...

سال 1327، هنگامی که سهراب در تپه های اطراف قمصر مشغول نقاشی بود، با منصور شیبانی که در آن سالها دانشجوی نقاشی دانشکده هنرهای زیبا بود، آشنا شد. این برخورد، سهراب را دگرگون کرد:"... آنروز، شیبانی چیرها گفت. از هنر حرف ها زد. ون گوگ را نشان داد. من در گیجی دلپذیری بودم. هرچه می شنیدم، تازه بود و هرچه می دیدم غرابت داشت. شب که به خانه برمی گشتم، من آدمی دیگر بودم. طعم یک استحاله را تا انتهای خواب در دهان داشتم... "(هنوز در سفرم)

سال 1332 دوره نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا به پایان رساند. اواخر سال 1332، دومین مجموعه شعر سهراب با عنوان "زندگی خواب ها" با طراحی جلد خود او و با کاغذی ارزان قیمت در 63 صفحه منتشر شد. تا سال 1336، چندین شعر سهراب و ترجمه هایی از اشعار شاعران خارجی در نشریات آن زمان به چاپ رسید. در مردادماه 1336 از راه زمینی به پاریس و لندن جهت نام نویسی در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی سفر کرد. در سال 1339، ضمن شرکت در دومین بی ینال تهران، موفق به دریافت جایزه اول هنرهای زیبا گردید. مرداد این سال، سهراب به توکیو رفت و در آنجا فنون حکاکی روی چوب را آموخت. سهراب در یادداشت های سفر ژاپن می نویسد :

" ... از پدرم نامه ای داشتم. در آن اشاره ای به حال خودش و دیگر پیوندان و آنگاه سخن از زیبایی خانه نو و ایوان پهن آن و روزهای روشن و آفتابی تهران و سرانجام آرزوی پیشرفت من در هنر."

در آخرین روزهای اسفند سال 1339 به دهلی سفر کرد و پس از اقامتی دوهفته ای در هند به تهران بازگشت. تیرماه سال 1341، پدر سهراب فوت کرد: " ... وقتی که پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود وگرنه من می دانستم و میدانم که پاسبان ها شاعر نیستند. در تاریکی آن قدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم ..."

تا سال 1343 تعدادی از آثار نقاشی سهراب در کشورهای ایران، فرانسه، سوئیس، فلسطین و برزیل به نمایش درآمد. در فروردین سال 1343، به هند و دیدار از دهلی و کشمیر رفت. در آبان ماه این سال، پس از بازگشت به ایران طراحی صحنه یک نمایش به کارگردانی خانم خجسته کیا را انجام داد. منظومه "صدای پای آب" در تابستان همین سال در روستای چنار خلق می شود.

تا سال 1348 ضمن سفر به کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، هلند، ایتالیا و اتریش، آثار نقاشی او در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمد. سال 1349 به آمریکا سفر کرد و پس از 7 ماه اقامت در نیویورک، به ایران بازگشت. سال 1358، آغاز ناراحتی جسمی و آشکار شدن علائم سرطان خون در سهراب بود. او دی ماه همان سال جهت درمان به انگلستان رفت و اسفند به ایران بازگشت. اما اول اردیبهشت 1359 ، ساعت 6 بعد ازظهردر بیمارستان پارس تهران با دنیا وداع کرد.

آرامگاه او در صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان است. بر سنگ قبر او نوشته اند:

... به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من ...

نظرات ()



 
نویسنده: امید - جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: سينما آزادی ::
نویسنده: امید - جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦

در آستانه‌ي دهمين سال‌روز آتش‌سوزي سينما آزادي مديرعامل توسعه فضاهاي فرهنگي معاونت امور اجتماعي شهرداري تهران اميدوار است: روزشمار افتتاح اين سينما به شمارش منفي نرسد.

اكبر تشكري‌نيا در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي ايسنا با بيان اينكه اين پروژه مشتركا ميان شهرداري تهران و حوزه هنري انجام مي‌شود گفت: با توجه به اينكه وسعت زمين اين سينما براي ساخت وساز زياد مناسب نبود، اما به دليل اينكه سينما آزادي خاطره‌ي سينماي ايران محسوب مي‌شد براي ساخت آن اقدام كرديم و طبق برنامه قرار است با 5 سالن و مسائل جانبي در 22 بهمن ماه 86 افتتاح شود.

وي با بيان اينكه پروژه هم اكنون در مرحله اسكلت قرار دارد تصريح كرد: الان ممكن است با مشاهده آن محل، پيشرفت كار به نظر نيايد و افتتاح آن در سال جاري غير ممكن به نظر رسد، اما به علت اينكه دو طرف پروژه خيابان وجود دارد، تمامي كار در كارگاهي واقع در جاده قم انجام مي‌شود و قرار است به مرور به محل اصلي منتقل و وصل شود.

تشكري‌نيا اظهار داشت: در حال حاضر بخشي نصب شده و بخش دوم نيز طي دو سه هفته آينده نصب خواهد شد، كه سپس پيشرفت محسوسي در كار مشاهده مي‌شود.

وي سينما آزادي را اولين پروژه در ايران دانست كه با آخرين مدل ساخت و ساز در زمينه ايمني زلزله ساخته مي‌شود و به ايسنا گفت: براي مديريت شهري خيلي مهم بود تا اين آيين‌نامه را دقيق اجرا كند، به طوريكه حتي تيرآهن‌هاي اين پروژه به طور سفارشي با اين حجم توليد شده و همين موضوع باعث سختي‌هاي زيادي شده است.

تشكري‌نيا از آماده بودن قراردادها براي مراحل بعدي ساخت اين سينما از قبيل آسانسورها، پله‌ها و وسايل نمايشي خبر داد.

وي در پايان تاكيد كرد: ما براي اولين بار تصميم گرفتيم در صورت آماده نشدن اين پروژه در موعد مقرر، تابلوي روزشمار شمارش منفي داشته باشد تا ميزان كارآيي مديران مشخص شود.

به گزارش ايسنا، 4 ارديبهشت ماه سال 85 كلنگ ساخت سالن به زمين زده شد و شماره‌ي معكوس روز شمار از عدد 659 آغاز به كار كرد و مقرر شد سينما آزادي با 5 سالن و گنجايش 1500 نفر در 22 بهمن سال 1386 كارش را آغاز كند و امروز روز‌شمار عدد 307 را نشان مي‌دهد.

سينما آزادي ـ چهارشنبه سوم ارديبهشت 1348 ـ سي و هفت سال قبل با فيلم «مايرلينگ» در خيابان

سي متري نظامي (عباس آباد فعلي) افتتاح شد، اما حادثه ي آتش‌سوزي در آستانه ي بيست و هشتمين سالگرد افتتاح آن رخ داد كه باعث تخريب آن شد. اين حادثه منجر شد چرخ آپارت اين سينما نچرخد و نور پروژكتورها بر پرده آن نيفتد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ايسنا ، حادثه‌اي كه در سال 76 اتفاق افتاد باعث شد،« در همان روز حادثه و در ساعات اوليه نيمه شب سعيد وزيري مسئول امور سينمايي حوزه هنري درباره وضعيت سينما آزادي بگويد: پس از تخريب كامل سينما ،بازسازي اين دو سينما در فهرست كارهاي در دست اقدام حوزه هنري قرار مي‌گيرد.

با تخريب كامل بناي سينما آزادي و شهر قصه طراحي و معماري مجموعه سينماها از سوي موسسه توسعه مراكز فرهنگي سوره آزادي وابسته به حوزه هنري به مسابقه گذاشت و به همين منظور از همه اشخاص حقيقي و حقوقي براي شركت در اين مسابقه دعوت به همكاري شد.

در ارديبهشت 1377 قرار بود از ميان سه طرح برگزيده مرحله اول از آقايان وهابي ،شكوفه وانوشفر كه در اسفند ماه 1376 تحويل داده شده بود ، يكي انتخاب و اجرا شود. شنيده‌ها حاكي از اين بود كه حوزه هنري سرانجام طرح امير مسعود انوشفر (طراح ايراني مقيم فرانسه) برگزيده است ، اما هيچ چيز رسما اعلام نشد.» (به نقل از سالنامه مجله فيلم در سال 81)

سال 1380 بود كه دكتر حسين نژاد، مدير سازمان توسعه‌ي سينمايي سوره از شش ميليارد هزينه براي ساخت و ساز اين سالن سخن گفت و به ايسنا گفت: ساخت سينما آزادي در اختيار سازمان توسعه سوره نيست، بلكه ساخت آن در اختيار شركت عمران و توسعه، وابسته به بنياد هنرمندان قرار گرفته است.

وي درباره‌ي عدم ساخت آن توضيح داد: به دليل اين كه زمين سينما آزادي مالكان مختلفي دارد و تنها در اختيار حوزه‌ي هنري نيست به دليل درگيري‌هاي حقوقي، ساخت آن به تعويق افتاده است.

دكتر حسين نژاد در پاسخ اين كه آيا اين سينما جزو سينماهاي واگذار شده به حوزه‌ي هنري بعد از انقلاب نيست، گفت: بله! اما همه‌ي سينماهاي واگذار شده، اسناد مشخصي ندارند و برخي از سينماها تنها قسمتي‌اش شامل واگذاري است.

و سال 1381 همزمان با پنجمين سالروز آتش سوزي سينما “آزادي“ تهران، معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آمادگي خود را جهت همكاري در ساخت مجدد اين سينما و سينما “شهر قصه“ اعلام كرد.

طي اعلام روابط عمومي معاونت سينمايي محمد حسن پزشك با ابراز تاسف از عدم ساخت سينما آزادي از زمان ويراني تاكنون، گفت : به جهت حمايت از ساخت سالنهاي سينما و اهميت نقش بسزايي كه سينماهاي آزادي و شهر قصه در زمان فعاليت خود در رويدادهاي سينمايي كشور و همچنين ايجاد يك فضاي مناسب براي گذراندن اوقات خانواده‌ها و علاقه‌مندان سينما داشته‌اند، اين معاونت آمادگي دارد تا هر گونه همكاري را در زمينه ساخت مجدد اين دو سينما انجام دهد.

و در همان روزها بود كه فواد نور يكي از سينماداران گفت: من اخيرا شنيدم صندلي‌هاي سينماي آزادي و دستگاه‌هاي نمايش و صوتي آن خريداري شده اين موضوع همان طور كه جايي خوشحالي داره، جاي تعجب هم دارد چون چگونه تجهيزات داخلي سالني كه ساخته نشده خريداري مي‌شود.

طي دو سال بعد نيز خبري از ساخت و سالن اين سينما نبود و فقط همزمان با سالروز آتش‌سوزي اين سينما، گزارشات مختلفي در مطبوعات و خبرگزاري‌ها منتشر مي‌شد. به گزارش ايسنا سال 84 يك هفته مانده تا هشتمين سالگرد آتش سوزي سينما آزادي خبر مسرت‌باري منتشر مي‌شود كه از اين قرار بود: حوزه هنري و شهرداري تهران در خصوص ساخت سينماي "آزادي" تهران به توافق رسيده‌اند.

ستاد خبري حوزه هنري اعلام كرد : ‌در پي مشكلات پديد آمده در خصوص مجوز ساخت سينما "آزادي" كه از سوي شهرداري تهران باعث توقف كار ساخت و ساز اين سينما در طول ساليان گذشته شده بود، سرانجام با توافق به عمل آمده، ساخت اين سينما در آينده‌ي نزديك آغاز خواهد شد اما سرانجام سال 85 تقريبا يك هفته مانده به نهمين سالگرد آتش سوزي سينما آزادي اعلام شد: كلنگ بازسازي سينما آزادي طي مراسمي با حضور مديران ارشد شهرداري و نهادهاي فرهنگي زده مي‌شود و 4 ارديبهشت ماه كلنگ زده شد.

نظرات ()



:: بزرگداشت کیانیان ::
نویسنده: امید - پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



 
نویسنده: امید - پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود

به هر درش که بخوانند بی خبر نرود

طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی

ولی چگونه مگس از پی شکر نرود

سواد دیده ی غمدیده ام به اشک مشوی

که نقش خال توام هرگز از نظر نرود

ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار

چرا که بی سر زلف توام بسر نرود

دلا مباش چنین هرزه گرد و هر جایی

که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست

که آبروی شریعت بدین قدر نرود

من گدا هوس سرو قامتی دارم

که دست در کمرش جز به سیم زر نرود

تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری

وفای عهد من از خاطرت بدر نرود

به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید

چو باشد در پی هر صید محتضر نرود

بیار باده و اول بدست حافظ ده

به شرط آنکه ز مجلس سخن بدر نرود

نظرات ()



 
نویسنده: امید - دوشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٦

گفت‌وگو با ليلي گلستان از مجموعه‌ي تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران سرانجام مجوز نشر گرفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مجلد در حجمي ‌١٣٠صفحه‌يي، گفت‌وگويي است با اين مترجم از دوران كودكي تا امروز و اين‌كه چگونه به‌سمت ترجمه رفته است، به‌همراه تعدادي عكس.

كتاب يادشده بيش از يك سال از سوي نشر ثالث در انتظار كسب مجوز بود.

به گفته‌ي گلستان، هدف از اين مجموعه بيش‌تر آشنايي با فرد و راه يافتن به درون اوست؛ تا موضوع گسترده‌ي فرهنگ و هنر، خارج از خانه و زندگي.

همچنين "بيگانه"‌ي آلبر كامو با ترجمه‌ي اين مترجم پس از حدود چهار ماه انتظار، از سوي نشر مركز مجوز نشر گرفت.

گلستان كه اين اثر را از زبان اصلي آن يعني فرانسه ترجمه كرده است، با اشاره به علاقه‌اش به اين داستان، گفت: ترجمه‌ي اين كتاب جزو آرزوهاي من بود. اين اثر خيلي بزرگ و خيلي مهم است.

او كه احتمال داد گفت‌وگويش از مجموعه‌ي تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران به نمايشگاه كتاب برسد، سه كتاب ديگر را هم در نمايشگاه خواهد داشت: "زندگي در پيش رو" (رومن گاري / چاپ ششم)، "اگر شبي از شب‌هاي زمستان مسافري ..." (ايتالو كالوينو / چاپ سوم) و "ميرا" (كريستوفر فرانك / چاپ ششم).

"ميرا" ‌٢٥ سال اجازه‌ي تجديد چاپ نداشت، كه چندي پيش مجوز گرفت و توسط نشر بازتاب‌نگار تا چاپ پنجم هم رسيد؛ اما به گفته‌ي گلستان، مجوز نشر كتاب پس از اعلام وصول چاپ ششمش پس گرفته شد.

نظرات ()



:: بياد پوپک گلدره ::
نویسنده: امید - دوشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٦

چی بگم وقتی قناری تو بهارم نمیخونه

تویه آسمون ابری یه ستاره نمیمونه.

نظرات ()



:: دوستان ::
نویسنده: امید - دوشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٦

باغ های گیاه شناسی

۱۰ قطعه تمبر زیبا که با عنوان <<گیاهان باغهای گیاهشناسی ملی استرالیا >> در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسیده، به سبک و سیاق این تمبرها نگاه کنید که جالب و بدیعه:

برگرفته از بلاگ تمبر های جهان.

نظرات ()



:: "بيدار خواب مسافر" و "روزها در راه" ::
نویسنده: امید - یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦

دو عنوان كتاب منتشرنشده‌ي شاهرخ مسكوب همچنان منتشر نمي‌شوند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كتاب «روزها در راه» شامل يادداشت‌هاي روزانه‌ي مسكوب در سال‌هاي اخير، قرار بود توسط نشر شهاب منتشر شود، اما علي دهباشي - مدير انتشارات يادشده - در اين‌باره متذكر شد: نظر به اين‌كه موارد حذفي اعلام شد و شاهرخ مسكوب در قيد حيات نيست تا از او براي حذف آن‌ها اجازه گرفته شود، و اعمال حذفيات بدون رضايت او غيراخلاقي است، از چاپ كتاب صرف‌نظر كرديم.

اما «بيدار خواب مسافر» تنها تريلوژي مسكوب نيز شامل «سفر در خواب»، «گفت‌وگو در باغ» و «خواب و خاموشي» به نشر كتاب نادر سپرده شده است، كه به گفته‌ي مدير اين مؤسسه،‌ مميزي بسياري بر اثر اعمال شد، بويژه در كتاب اول و مسكوب در آن زمان (سال 83) حاضر به انتشارش نشد.

محبوبه نوذري در عين حال يادآور شد: اگر مميزي بر كتاب اعمال نشود، با هماهنگي خانواده مسكوب در آينده منتشر خواهد شد.

«چند گفتار در فرهنگ ايران»،‌ ديگر اثر مسكوب، هم توسط نشر كارنامه يك بار در سال 71 منتشر شده، كه ديگر تجديد چاپ نشده و به‌گفته‌ي ناشر، فعلا ناياب است.

«ارمغان مور» و «كتاب مرتضي كيوان» از ديگر آثار مسكوب هستند كه به ترتيب توسط نشر ني و كتاب نادر براي يك و دو نوبت چاپ شده‌اند.

شاهرخ مسكوب - نويسنده، پژوهشگر و مترجم - روز بيست‌وسوم فروردين‌ماه سال 1384 به علت سرطان خون پس از 20 سال اقامت در پاريس درگذشت و پيكر او به خواسته‌ي خانواده‌اش به ايران بازگردانده شد.

از او آثاري همچون «مقدمه‌اي بر رستم و اسفنديار»، «سوگ سياوش»، «كارنامه ناتمام»، «هويت ايراني و زبان فارسي»، ترجمه «افسانه‌هاي تباي» (سه تراژدي سوفوكل) و ترجمه «پرومته در زنجير» به‌جا مانده‌اند.

نظرات ()



:: انتشار كتاب پاپ بنديكت شانزدهم ::
نویسنده: امید - یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦

اولين كتاب پاپ بنديكت شانزدهم از زمان منصوب شدن به‌ اين سمت با نام «Jesus Nazareth‌» منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پاپ اعلام كرده است كه اين كتاب كه نگارش آن را در سال 2003 آغاز كرد، بيان يافته‌هاي شخصي او درباره‌ وجود خدا است و به هيچ عنوان نظريه رسمي كليساي رومان كاتوليك محسوب نمي‌شود. او همچنين اظهار كرده است كه همه آزادند با نظرياتش مخالفت كنند.

به گزارش آسوشيتدپرس، رهبر كاتوليك‌هاي جهان در بخشي از اين كتاب آورده است:‌ «به راستي مسيح [ع] چه‌چيز براي ما آورد؟ اگر صلح نبود، پس چه بود؟ جواب آن ساده است: خدا. او خدا را براي ما آورد.»

پاپ در كتاب خود كشورهاي غرب را به دزد تشبيه كرده و آورده است: «‌اگر ما داستان اين كتاب را با جنبه‌هاي جامعه توسعه‌يافته جهاني مقايسه كنيم، ‌خواهيم ديد كه روش زندگي ما چگونه مردم آفريقا را چپاول كرده و به اين چپاول‌گري ادامه مي‌دهد.

اين كتاب 448صفحه‌يي فردا در آلمان، لهستان و ايتاليا توزيع خواهد شد و نسخه انگليسي‌زبان آن نيز روز 15 مي منتشر مي‌شود. ترجمه‌ اين كتاب به 16 زبان ديگر نيز در دست انجام است.

نظرات ()



 
نویسنده: امید - یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦

كتاب «گلستان» سعدي به‌شكل گويا در آمريكا منتشر مي‌شود.

به‌ گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ متن كامل اين اثر كلاسيك تاريخ ادبيات فارسي براي اولين‌بار با صداي مهدي سرشته‌داري و نظارت و تصحيح نصرت ضيايي - استاد دانشگاه - توسط نشر كتاب گويا در حال انتشار است.

اين مؤسسه‌ي انتشاراتي همچنين سه كتاب را به قلم احمد كريمي ‌حكاك شامل تحليل‌هايي بر آثار احمد شاملو، نيما يوشيج و ايرج ميرزا با خوانش مؤلف براي انتشار آماده دارد.

«سه قطره خون» صادق هدايت، «طوبي و معناي شب» شهرنوش پارسي‌پور، «بوي تلخ قهوه» سعيد عباسپور و «سووشون» سيمين دانشور از ديگر آثاري هستند كه پيش‌تر به شكل كتاب گويا منتشر شده‌اند.

نظرات ()



:: روز عطار ::
نویسنده: امید - شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: پايان کنسرت استاد شجريان ::
نویسنده: امید - شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦

طنين آواز «شجريان» از لندن تا برلين

خبرگزاري فارس:تور موسيقي «محمدرضا شجريان» با گروه جديد از 9 ارديبهشت در لندن آغاز و 8 خرداد در برلين آلمان به پايان مي‌رسد.

 به گزارش خبرنگار موسيقي فارس در اين كنسرت‌ها كه از 9 ارديبهشت‌ماه در لندن آغاز مي‌شود،استاد آواز ايران به همراه گروه جديد خود متشكل از«مجيد درخشاني»نوازنده تار،«سعيد فرجپوري»:كمانچه،«محمد فيروزي»:عود،«همايون شجريان»:تنبك قطعات جديدي از ساخته‌هاي خود و «درخشاني»را اجرا مي‌كند.
بنابراين گزارش برنامه اجراهاي تور موسيقي«شجريان» به اين ترتيب است كه اين گروه 9 و 10 ارديبهشت در لندن،12 ارديبهشت در اسلو،14 ارديبهشت در استكهلم،15 ارديبهشت گوتنبرگ و 29 ارديبهشت در آمستردام به روي صحنه مي‌روند.
اين گروه همچنين 4 خردادماه در فرانكفورت،6خرداد در كلن و 8 خرداد در برلين به اجراي برنامه مي‌پردازند.
«محمدرضا شجريان» به همراه گروه جديد خود دي‌ماه سال گذشته كنسرتي را در پاريس برگزار كرد.

نظرات ()



:: چهلمين روز درگذشت رسول ملاقلی پور ::
نویسنده: امید - شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



 
نویسنده: امید - جمعه ٢٤ فروردین ۱۳۸٦

 یک زن سرگرم تماشای ترکیب رنگها دریک اثر نقاشی از « ناهوکو» با نام «کامون» در  نمایشگاه نقاشی 2007 در توکیو - ژاپن . (عکس از رویتر)

یک کودک در حالی که استخوان جمجمه ای را بر دهان دارد و بدین ترتیب درخواست صدقه مینماید بهمراه بسیاری کودکان مشابه در جریان مراسم « چینکا شانکارانتی» که آخرین روز سال بنگالی قلمداد میشود ، در شهر «سیلی گوری» هند . ( عکس از رویتر)

نظرات ()



:: حافظ نامه ::
نویسنده: امید - پنجشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٦

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید

از یار آشنا سخن آشنا شنید

ای شاه حسن چشم بحال گدا فکن

کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید

خوش میکنم بباده ی مشکین مشام جان

کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید

سر خدا که عارف سالک به کس نگفت

در حیرتم که باده فروش از کجا شنید

یارب کجاست محرم رازی که یک زمان

دل شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنید

اینش  سزا  نبود دل  حق  گزار من

کزغمگسار خود سخن  ناسزا  شنید

محرم اگر شدم ز سر کوی او چه شد

از  گلشن  زمانه که  بوی وفا  شنید

ساقی  بیا که عشق  ندا  میکند  بلند

کانکس که گفت قصه ی ما هم ز ما شنید

ما باده زیر خرقه نه امروز میخوریم

صد بار پیرمیکده این  ماجرا  شنید

ما می به بانگ چنگ نه امروز میکشیم

بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید

پند حکیم محض صواب است و عین خیر

فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید

حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس

در بند آن مباش که نشنید یا شنید

نظرات ()



:: معرفی جديد ترين رمان پائلو کوئليو (جادوگر پرتبلو) ::
نویسنده: امید - چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: رمز داوينچی واقعی ::
نویسنده: امید - چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦

كتابي از لئوناردو داوينچي شامل مباحثي در باب قدرت جادويي اعداد، بعد از گذشت 500 سال از نگارش، سرانجام به زبان انگليسي ترجمه شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نام‌ اين كتاب كه قديمي‌ترين دست‌نوشته‌ درباره جادو و سحر است، «در باب قدرت اعداد» نام دارد و در سال‌هاي بين 1496 تا 1508 توسط نزديك‌ترين دوست لئوناردو داوينچي،‌ يعني لوكا پاچولي به زبان ايتاليايي نوشته شد.

روزنامه‌ سيدني مورنينگ هرالد كه نام «"رمز داوينچي" واقعي» را به اين كتاب داده است، مي‌افزايد: اين كتاب شامل اولين راهنمايي‌ها و رمزها درباره چگونگي خوردن آتش،‌ رقصاندن سكه‌ها يا بازي با اعداد است و با وجود آن‌كه "اساس جادوي مدرن و پازل‌هاي عددي" محسوب مي‌شود، هرگز به چاپ نرسيد، در بايگاني دانشگاه بولونيا ماند، و از زمان قرون وسطا تنها تعداد معدودي از دانشجويان به آن دسترسي داشته‌اند.‌

ترجمه اين كتاب هشت سال به طول انجاميد و با به‌كارگيري چندين مترجم، هزاران يورو هزينه به دنبال داشت.

متخصصان معتقدند اين اولين كتابي است كه نشان مي‌دهد داوينچي چپ‌دست بوده و مي‌تواند اطلاعات ارزشمندي درباره زندگي و تفكر او ارايه دهد. كتاب يادشده نشان مي‌دهد داوينچي چه‌قدر به بازي اعداد و تردستي علاقه‌مند بوده است. در اين كتاب، راهنماي ترفندهايي وجود دارد مانند اين‌كه چگونه بر روي گل‌برگ يك رز جمله بنويسيم، دست‌مان را در سرب ذوب‌شده بشوييم، يا اين‌كه چه كنيم يك تخم مرغ بر روي ميز راه برود.

اين كتاب همچنين شامل اولين نمونه‌هاي پازل‌هاي اعداد اروپايي است كه برخي از آن‌ها مانند بازي سودوكو در روزنامه‌ها به چاپ مي‌رسد.

نظرات ()



 
نویسنده: امید - چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦

نجف دريابندري نمايش‌نامه‌ي جديدي را ترجمه مي‌كند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايش‌نامه‌ي كمدي از جي.ام باري با عنوان احتمالي "كرايتن قابل تحسين" منتشر خواهد شد.

شخصيت اصلي نمايش‌نامه كه فيلمي هم از آن اقتباس شده، برگرفته از كتاب "اهميت جدي بودن" اسكار وايلد است. نمايش‌نامه‌ي يادشده تاكنون بيش از 800 بار به اجرا درآمده است.

دريابندري كه عضو افتخاري انجمن منتقدان و نويسندگان خانه‌ي تئاتر است، سال‌ها درنظر داشته اين نمايش‌نامه را ترجمه كند، كه اين كار را به‌تازگي شروع كرده است.

او همچنين مجموعه مقاله‌هايش را با نام "از اين لحاظ" مدت‌ها پيش براي انتشار به ناشر سپرده است، كه گمان نمي‌كند براي نمايشگاه كتاب منتشر شود.

دريابندري اين‌روزها فعلا ترجمه داستان‌هاي كوتاه همينگوي را كنار گذاشته و روي ترجمه "رساله درباره‌ي طبيعت انسان" (ديويد هيوم) كار مي‌كند، كه پس از اتمام آن، دوباره ترجمه‌ي داستان‌هاي كوتاه همينگوي را از سر خواهد گرفت.

"بازمانده روز" ايشي گورو با ترجمه‌ي او نيز به‌تازگي تجديد چاپ شده است.

"وداع با اسلحه" و "پيرمرد و دريا" (ارنست همينگوي)، "بيگانه‌اي در دهكده" و "هكلبري فين" (مارك تواين)، "پيامبر و ديوانه" (جبران خليل جبران)، "رگتايم" و "بيلي باتگيت" (دكتروف)، و "يك گل سرخ براي اميلي" و "گور به گور" (ويليام فاكنر) از جمله ترجمه‌هاي اين مترجم پيش‌كسوت در زمينه‌ي ادبيات داستاني‌اند.

نظرات ()



:: هزار و يک شب ::
نویسنده: امید - دوشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٦

«هزارويك ‌شب» در صدر فهرست برترين آثار ادبيات جهان از نگاه رييس انجمن ملي منتقدان كتاب آمريكا قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جان فريمن در مقاله‌اي كه در روزنامه‌ي دنور پست منتشر كرده، فهرست 25 شاهكار ماندگار ادبيات جهان را تا به امروز ارايه كرده، كه «هزارويك شب» در صدر اين فهرست قرار دارد.

در رتبه دوم، كتاب «پرنده تاريخ را كوك كن» (1997) نوشته "هاروكي موراكامي" ژاپني قرار دارد. «آموزش هنري آدامز» (1918) نوشته هنري آدامز در رتبه سوم اين فهرست ايستاده است.

در حالي‌كه «هملت» اثر ويليام شكسپير در رده چهارم قرار دارد، نكته جالب در اين فهرست، رتبه پنجم آن است كه در توضيحش آمده است: «تمامي آثار جين آستين». «سه‌گانه قاهره» (1957 - 1956) نوشته نجيب محفوظ نيز مكان ششم را به خود اختصاص داده است.

ديگر آثار ماندگار نام‌برده شده در اين فهرست به اين شرح‌اند: «مادام بوواري» (1857) نوشته گوستاو فلوبر، «قلب خائن من» (1990) نوشته ريان مالان، «مجموعه‌ي مقالات» (1841) نوشته رالف والدو امرسون، «آنا كارنينا» (1877) نوشته لئو تولستوي، «آبسالوم، آبسالوم!» ويليام فاكنر، «مرد نامريي» (1952) رالف اليسون، «اشيا از هم مي‌پاشند» (1958) چينائو آچه‌به، «دارما بومز» (1958) جك كرواك، «داستان‌هاي كامل» (1971) فرانتس كافكا، «عصر بي‌گناهي» (1920) اديت وارتون، «بهشت گم‌شده» (1667) جان ميلتون، «ارباب و مارگادينا» (1967) ميخاييل بولگاكوف، «مرگ در ونيز» (1912) توماس مان، «آواز سليمان» (1977) توني موريسون، «نامه‌ها» (1878 -1848) جان كيتس، اوديسه (800 تا 600 پيش از ميلاد) هومر، «شب» (1958) الي ويزل، «داستان گنجي» (اوايل قرن 11) ليدي موراساكي، و «دوبليني‌ها» (1914) جيمز جويس.

نظرات ()



:: اسماعيل فصيح در بيمارستان ::
نویسنده: امید - دوشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٦

اسماعيل فصيح به‌علت سكته‌ي مغزي در بيمارستان بستري است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين داستان‌نويس پيش‌كسوت از چهارشنبه شب در پي سكته‌ي مغزي در بخش مراقبت‌هاي ويژه (ICU) بيمارستان شركت نفت تهران بستري شده است، كه عصر روز گذشته (يك‌شنبه) با بهبود حالش به بخش عمومي منتقل شد.

همسر فصيح در ديدار خبرنگار ايسنا از اين نويسنده با بيان اين‌كه هنوز مشخص نيست فصيح تا كي بايد در بيمارستان بماند، گفت كه بنا بر تشخيص پزشك معالج، او به جراحي نياز ندارد و با مصرف دارو بهبود مي‌يابد.

اسماعيل فصيح ـ رمان‌نويس و مترجم ـ دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران (شهيد اكبرنژاد فعلي ـ نزديك بازار تهران) متولد شد. سال 1961 در شهر مزولا به دانشگاه مانتانا مي‌رود و مدرك ادبيات انگليسي مي‌گيرد. سپس به دانشگاه ميشيگان مي‌رود؛ اما به دلايلي مقطع‌ كارشناسي ارشد را نيمه‌كاره‌ رها مي‌كند و به تهران مي‌آيد. در سال 1342 به مؤسسه انتشاراتي فرانكلين مي‌رود و همراه با نجف دريابندري، با استخدام در شركت ملي نفت با صادق چوبك آشنا مي‌شود. سال 1346 اوين رمانش را با عنوان «شراب خام» مي‌نويسد و پيش‌نويسش را به دريابندري مي‌دهد و سال 1347 آن را منتشر مي‌كند.

فصيح در سال 1359 با سمت استاديار دانشكده نفت آبادان بازنشسته شد. اين نويسنده در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه كار كرده است.

رمان‌هايش عبارت‌اند از: شراب خام (1347)، دل كور (1351)، داستان جاويد (1359)، ثريا در اغما (1363)، درد سياوش (1364)، زمستان 62 (1366)، شهباز و چغدان (1369)، فرار فروهر (1372)، باده كهن (1373)، اسير زمان (1373)،‌ پناه بر حافظ (1375)، كشته عشق (1376)، طشت خون (1376)، بازگشت به درخونگاه (1377)، كمدي تراژدي پارس (1377)، لاله برافروخت (1377)، نامه‌اي به دنيا (1379)، در انتظار (1379) و گردابي چنين حايل (1381).

مجموعه‌هاي داستان: خاك آشنا (1349)، ديدار در هند (1353)، عقد و داستان‌هاي ديگر (1357)، ‌برگزيده داستان‌ها (1366) و نمادهاي مشوش (1369).

و ترجمه‌ها: وضعيت آخر، بازي‌ها،‌ ماندن در وضعيت آخر، استادان داستان، رستم‌نامه، خودشناسي به روش يونگ، تحليل رفتار متقابل در روان‌درماني و شكسپير.

اسماعيل فصيح هم‌اكنون در تهران زندگي مي‌كند و گه‌گاه در بخش برنامه‌هاي آموزشي زبان تخصصي و گزارش‌نويسي صنعت نفت فعاليت مي‌كند.

نظرات ()



:: داستان‌هايي از شيوا ارسطويي ترجمه مي‌شوند ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦

داستان‌هايي از شيوا ارسطويي ترجمه مي‌شوند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ترجمه‌ي آلماني رمان "افيون" اين داستان‌نويس كه متن فارسي آن در آلمان توسط نشر البرز منتشر شده است، به زودي منتشر خواهد شد.

همچنين منتخبي از داستان‌هاي ارسطويي به زبان تركي ترجمه مي‌شود.

رمان "بي‌بي شهرزاد" او نيز تا نيمه به زبان سوئدي ترجمه شده، كه گفت، به‌دليل اختلاف با ناشر، فعلا ترجمه‌ي آن نيمه‌كاره مانده است.

"آمده بودم با دخترم چاي بخورم" اين داستان‌نويس نيز به انگليسي ترجمه شده است.

ارسطويي رمان "حيا" را به پايان رسانده و مشغول بازنويسي نهايي آن است.

مجموعه داستان "من دختر نيستم" او نيز اخيرا توسط نشر قطره به چاپ سوم رسيده است.

نظرات ()



:: چاپ کتاب کارت پستال های صادق هدايت ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦

مجموعه‌ي كارت‌پستال‌هاي صادق هدايت همراه با شرح آن‌ها منتشر مي‌شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ اين مجموعه شامل كارت‌هايي است كه اين نويسنده به ديگران فرستاده و يا دريافت كرده است، كه از جمله‌ي اين افراد به محمد قزويني، محمدعلي جمالزاده، محمود حسابي، مجتبي مينوي، آرتور كريستن سن - شرق‌شناس دانماركي -، هانري ماسه - نويسنده‌ي فرانسوي -، ولاديمير كميساروف - شرق‌شناس روسي -، شاپور جي ريپورتر - سياستمدار و هنرشناس هندي -، و و. مينورسكي - شرق‌شناس روسي - مي‌توان اشاره كرد.

"كارت‌پستال‌هاي صادق هدايت" (تجزيه و تحليل كارت‌پستال‌ها) شامل 200 كارت‌پستال توسط جهانگير هدايت - برادرزاده‌ي اين نويسنده - براي انتشار آماده شده است.

جهانگير هدايت همچنين گفت كه تعدادي از آثار هدايت براي تجديدچاپ بلاتكليف مانده‌اند، از جمله: "خيام صادق"، "انسان و حيوان"، "فرهنگ عاميانه‌ي مردم ايران" و "سه قطره خون"، كه از سوي نشر چشمه براي كسب مجوز ارايه‌ شده‌اند، و داستان‌هاي جيبي "داش آكل"، "سگ ولگرد"، "سه قطره خون"، دن ژوان كرج" و "گرداب"، كه از سوي نشر صادق هدايت ارايه شده‌اند.

او در عين حال به اين موضوع اشاره كرد كه ناشر ديگري "وغ وغ ساهاب" و "زنده به گور" را منتشر كرده ، كه اين يك رويه‌ي غيرعادي است، و اين پرسش را مطرح كرد كه وقتي به ناشران ديگري مجوز نمي‌دهند، چگونه اين ناشر كتاب‌ها را منتشر كرده است.

صادق هدايت در روز سه‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1281 در تهران متولد شد، و در 19 فروردين‌ماه سال 1330 به‌وسيله‌ي گاز خودكشي كرد و در گورستان پرلاشز در پاريس به خاك سپرده شد.

نظرات ()



:: آثار جديد تريسي شواليه و خالد حسيني پرفروش شدند ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦

كتاب «روشن سوزان» نوشته "تريسي شواليه" عنوان پرفروش‌ترين رمان سه ماه اول سال 2007 را در وب‌سايت آمازون به‌دست آورد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پس از اين كتاب، «كودك و عادت به خريد» نوشته "سوفي كونسلا" در رده دوم قرار دارد، و «جنگل‌هاي تيغ سفيد» نوشته "مائيو بينچي" سومين رمان پرفروش بزرگ‌ترين مرجع آن‌لاين خريد كتاب است.

«اين ترانه را پيش‌تر شنيده‌ام» نوشته "ماري هيگينس كلارك"، «19 دقيقه» نوشته "جودي پيكولت"،

«صدها خورشيد باشكوه» نوشته "خالد حسيني" و «چشم‌انداز» نوشته "مايكل كولني" ديگر رمان‌هاي پرفروشي هستند، كه در فهرست آمازون به چشم مي‌خورند

نظرات ()



 
نویسنده: امید - جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: فنگ شوئی ۲۹۰ ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦

اگر فضای حمام خیلی بسته باشد احتمال رکود و ایستائی انرژی وجود دارد

برای جلوگیری از این حالت دو آئینه رو به روی هم نصب کنید.

نظرات ()



:: معرفی جديد ترين رمان پائلو کوئليو ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦

 

پائولو كوئليو - پرفروش‌ترين نويسنده برزيلي - روز دوشنبه آينده به امارات سفر خواهد كرد، تا كتاب جديدش را با نام «جادوگر پورتوبلو» رونمايي كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)‏، اين دومين‌بار است كه كوئليو براي معرفي و آغاز فروش جديدترين كتابش به دوبي سفر خواهد كرد. او پيش از اين در نوامبر سال 2006 براي كتاب «ظهير» به امارات سفر كرده بود.

ايزابل ابوالهل - مدير انتشارات كتاب‌هاي كوئليو در امارات - در اين‌باره به روزنامه گلف‌نيوز گفت: «بسيار هيجان‌زده هستيم كه پائولو كوئليو براي معرفي آخرين كتاب خود به دوبي سفر خواهد كرد. اطمينان داريم كه اين كتاب هم مانند ديگر كتاب‌هاي او پرفروش‌ترين خواهد بود.»

كتاب «جادوگر پورتوبلو» جديدترين رمان كوئليو است، كه در لندن اتفاق مي‌افتد و داستان اسرارآميز دوران نوزادي دختري به نام آتنا، از يتيمي او در روماني تا خردسالي‌اش در بيروت است. با آغاز جنگ در لبنان، خانواده لبناني سرپرست آتنا به همراه او به لندن مهاجرت مي‌كنند و او در آن‌جا به عنوان كارمند بانك به‌كار مشغول مي‌شود.

در لندن رويدادهاي دراماتيك متعددي اتفاق مي‌افتد. آتنا كه به دليل قدرت پيش‌گويي‌اش به جادوگر پورتوبلو معروف شده بود، ناگهان ناپديد مي‌شود و آشنايان خود را مجبور مي‌كند تا راز ناپديد شدن وي را حل كنند.

كوئليو درباره‌ رمان جديدش مي‌گويد: «اين رمان درباره‌ رابطه‌ها، معنويت، قضا و قدر و آزادي است.»

اين نويسنده با ابراز خوشحالي از اين‌كه دوباره به دوبي سفر خواهد كرد، گفت: «كتاب‌هاي من براي تمام انسان‌هايي است كه به دنبال يافتن مسير خود در زندگي هستند.»

كوئليو پيش از آن‌كه به لندن برود و كتاب جديدش را در آن‌جا معرفي كند، وارد دوبي خواهد شد.

پائولو كوئليو كه در سال 1947 در يك خانواده متوسط برزيلي به دنيا آمد، اولين كتاب خود را در سن 38سالگي منتشر كرد. چندين كتاب او مانند «كيمياگر»، «ورونيكا تصميم مي‌گيرد بميرد» و «زائر» فروش چند ميليون نسخه‌يي در قاره‌هاي جهان به‌دست آورده‌اند.

 

نظرات ()



 
نویسنده: امید - جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦

رضا رشيدپور از پخش برنامه «شب شيشه‌يي» از فردا ـ 18 فروردين ماه ـ در شبكه تهران خبر داد.

رشيدپور در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: برنامه‌ي شب شيشه‌يي هر شب ساعت 21 و 15 دقيقه پخش مي‌شوند و ممكن است به خاطره آماده شدن دكور، پخش آن يك تا دو شب عقب بيفتد.

وي درباره تفاوت‌هاي «شب شيشه‌يي» با برنامه‌ي «عبور شيشه‌يي» توضيح داد: فرمت شب شيشه‌يي متفاوت نيست اما بنا داريم گفت‌وگوهاي آن بسيار شفاف‌تر باشد.

رشيدپور در خصوص ميهمان‌هايي كه به شب شيشه‌يي دعوت مي‌شوند اظهار كرد: تاكيدمان بر روي ستاره‌ها است و ميهمانان اكثرا از چهره‌هايي انتخاب مي‌شوند كه مردم از ديدن آن‌ها بر صفحه تلويزيون تعجب مي‌كنند.

مجري برنامه شب شيشه‌يي ادامه داد: محمدحسين لطفي ميهمان نخستين قسمت شب شيشه‌يي است و حضور رضا عطاران و جواد رضويان قطعي شده است.

وي درباره‌ي دكور و صحنه آرايي برنامه «شب شيشه‌يي» با بيان اين مطلب كه فضاي كلي كار مثل عبور شيشه‌يي تاريك است گفت: با توجه به انتقادات قبلي مبني بر دلگير و خسته كننده بودن دكور سعي كرديم از جذابيت‌هاي بصري بيشتري استفاده كنيم. اما در فضاي اصلي دكور تغيير خاصي به وجود نيامده است.

رشيدپور در پاسخ به پرسش ايسنا مبني بر لحاظ شدن تجارب عبور شيشه‌يي در اين برنامه خاطرنشان كرد: آن چه از لحظات «عبور شيشه‌يي» در ذهن مردم باقي مانده است حرف‌هاي صريح و شفاف آن است و در سري جديد كل برنامه شفاف خواهد بود.

مجري «شب شيشه‌يي» در پايان عنوان كرد: تيتراژ آغازين برنامه با صداي روزبه بماني و تيتراژ پاياني با صداي مهدي يرائي است كه نخستين تجربه آن‌ها در زمينه خوانندگي است.

نظرات ()



:: صلی الله عليک يا رسول الله ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦

سلام بر تو که سین سلام از تو رسید

جهان گرد تو گشت و همسر تو ندید

میلاد فخر بنی آدم و نقطه ی کمال پیامبری بر شما تهنیت باد.

***

به معراج برآئید چو از آل رسولید

رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

نظرات ()



:: عکس نوجوانی رسول خدا (ص) ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦

عکس نوجوانی رسول خدا (ص) از کجا آمده است؟

 

نوشته:

 Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont

 ترجمه جعفر هادی جعفریان

 سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار می یابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح می کنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ می گویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.

مقاله زیر کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر. نویسنده استدلالهای خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل این تصویر از کجا آمده است. شاید باب بحث در این باره همچنان باز باشد.

عجالتا این مقاله را ترجمه و در اختیار خوانندگان عزیز قرار می دهیم. عنوان اصلی مقاله چنین است:

The Story of Picture

Shiite Depictions of Muhammad

Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont

در مجله

ISIM Review 17

Spring 2006

pp. 18-19

* * *

شيعيان ايران سابقه ديرينه­اي در به تصوير کشيدن اعضاي خاندان حضرت محمد(ص) و خود ايشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهاي پرفروشي منقش به تصوير حضرت محمد(ص) در ايران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جواني خوش­چهره تصوير گرديده است. اين پوسترها امروزه با استفاده از فناوريهاي روز و ابزارها و تکنيکهاي مختلف توليد مي­گردند. با وجود اين، ساختار تصاوير هنوز سنتي هستند، پس زمينه آنها رنگ ساده ­اي دارد و رنگها به سادگي در کنار يکديگر قرار گرفته­اند. به علاوه، اين تصاوير همواره خصوصيات و صفاتي دارند که تمايز آنها را از ديگر عکسها آسان مي­سازد، به عنوان مثال شمشير دو لبه حضرت علي(ع).

اما تصويري که در اينجا بدان خواهيم پرداخت، اساسا با تصاوير قبلي متفاوت است: اين تصوير نوجواني خوش­قيافه با چشماني لطيف و چهره­اي دلنشين را نشان مي­دهد که تا حد زيادي يادآور نقاشيهاي اواخر رنسانس است، به خصوص تصاوير نوجواناني که توسط Caravagio کشيده شده، همچون پسري با سبد ميوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالري Borghese) و يا پدر جان تمهيد دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمي مخمل­شکل گونه­ها، همان دهان نيمه باز و همان نگاه نوازش­گر. هرچند نسخ متفاوتي از اين تصوير وجود دارد، اما همه آنها صورتي جوان را نشان مي­دهند که اغلب در زير آنها نوشته شده محمد رسول الله و يا حتي اطلاعات دقيق­تري درباره دوره­اي از زندگي محمد(ص) که اين عکس بدان متعلق است و حتي منبع عکس داده شده است.

يک اکتشاف جالب

در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.

Radolf Franz Lehnret (1878 – 1948) که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ( 1878 – 1966) آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر مي­پرداخت و هزاران عکس و کارت­پستال از اين مناطق چاپ نمود.

Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي­دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي­داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم­آميز از شرق داشتند.

Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.

چاپها و متنهاي منطبق

هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي­تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده­اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده­اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

کشف مسيري که باعث گرديده تصاوير چاپ شده در دهه بيست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، براي ما ممکن نبوده است. اما اين سوال وجود دارد که چه چيزي باعث شده که ناشران ايراني شباهتي بين پيامبر اسلامي در سنين نوجواني و تصويري يک جوان تونسي بيابند؟

قبل از جنگ جهاني اول، تصوير محمد در مجله National Geographic در ژانويه سال 1914 و تحت مقاله اي با عنوان اينجا و آنجا در شمال آفريقا چاپ شد که زير آن نوشته شده بود عربي با يک گل. در دهه بيست، کارت پستالهاي تونسي L&L بين سربازان فرانسوي در شمال آفريقا بسيار محبوب بود. در دهه هاي هشتاد و نود، کتب متعددي شامل عکس اين نوجوان چاپ شد، ولي اغلب آنها عنواني غير از محمد به عکس داده­اند.

در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي مي­توان گفت که هنرمندان ايراني سعي کرده­اند جنبه هاي زیبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.

عنوان يکي از پوسترها (تصوير 2) اين است: تصوير روحاني حضرت محمد، در سن 18 سالگي در همراهي عمويش در يک سفر تجاري از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که اين تصوير توسط يک کشيش مسيحي کشيده شده و تصوير اصلي آن در موزه رم قرار دارد.

 

ريشه مسيحي؟

همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، برخي از نوشته­ها براي اين اثر ريشه اي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري مي سازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت مي کند که بر اساس داستان، در قرن نهم يا دهم ميلادي، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانه هايش بازشناخته است. پيامبر آينده بايد مي گفته است: "هنگامي که من به آسمان و ستاره ها مي نگرم خود را بالاتر از ستاره ها مي يابم". به همين دليل است که در بعضي عکسها ستاره هايي در پس زمينه عکس ديده مي شود.

هرچند که هيچ توصيفي درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجواني وجود ندارد، ولي توصيفاتي از چهره وي در بزرگسالي گفته شده است: گفته شده که وي پوستي سفيد داشته، چشماني سياه، گونه هايي صاف، ابروان پرپشت و کمان­گونه. دنداندهاي مرتب و مويشان کمي موجدار بوده است. این خصوصیات در مورد نوجوان تصویر شده در پوسترهای ایرانی دیده می شود. در حقیقت این تصویری از یک تصویر و نمایشی از یک نمایش است. به عبارت دیگر، تصویرگران ایرانی مدلی از حضرت محمد(ص) را انتخاب کرده­اند که نمایانگر زیبایی، جوانی و توازن است.

 

نظرات ()



:: فنگ شوئی ۲۷۳ ::
نویسنده: امید - سه‌شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٦

خبری خوش برای کسانی که مشکل خواب دارند:

تخت تان را به سمت شمال برگردانید و تا صبح خواب های خوب ببینید!

اگر چنین کاری ممکن نیست حداقل چهار هفته جائی بخوابید که سرتان به سمت شمال باشد تا ( بهبود ) یابید.

پس از آن تا مدت ها راحت و آرام خواهید خوابید. این کار را هر چند وقت یک بار تکرار کنید.

نظرات ()



:: سيزدهمين روز نوروز ::
نویسنده: امید - دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٦

نوروز امسال بارونی و برفی بود.

سیزده بدرش از همه روزا بارونی تر بود.

من که نتونستم سبزه گره بزنم. امیدوارم اونائی که گره زدن به آرزوهاشون برسن.

نظرات ()



:: شوخی با محسن نامجو ::
نویسنده: امید - دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٦

سال 1385 با سیل توجه به پدیده موسیقی سال یعنی «محسن نامجو» به پایان رسید. CD آلبوم هایش - هنوز مجوز نگرفته- بین علاقه مندان پخش شد، چند نشریه مصاحبه های مفصلی با این موزیسین جوان انجام دادند، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی پر شدند از تمجید و تعریف از او یا لینک آهنگ هایش و...

اما سال جدید با خودنمایی تازه نامجو همراه بود؛ صدای او بالاخره از صداوسیما و آن هم روی تیتراژ یک سریال مورد توجه، پخش شد. «ترش و شیرین» کار تازه «رضا عطاران» که یک مجموعه روتین طنز از شبکه سوم است و از ترانه ای با صدای نامجو و خود عطاران سود می برد.

عطاران پیشتر هم در مجموعه های طنز هنرش در خوانندگی را به رخ کشیده بود، چیزی که بیشتر از اعتماد به نفسش سرچشمه می گیرد تا صدای خوبش! جالب این که عطاران به سبک جوان پسند رپ (که در سال های اخیر به شدت میان جوان های ایران محبوبیت پیدا کرده) می خواند و با افزوده شدن صدا و موزیک محسن نامجو، معجونی باب طبع مخاطب فراهم آمده که نشان از به روز بودن و شناخت خوب این کارگردان جوان از مخاطبین تلویزیون دارد.

ضمناً در چهارمین قسمت ترش و شیرین، تصویر نامجو هم نشان داده شد؛ در یکی از سکانس ها که در نیروی انتظامی اتفاق می افتاد، عکسی از محسن نامجو – تصویری نه چندان زیبا که در اینترنت هم پخش شده و اینجا می بینید- در میان تصاویر مجرمین تحت تعقیب و فراری ها روی دیوار کلانتری دیده شد!

این شوخی را به پای علاقه عطاران به نامجو بگذارید. ضمن این که با توجه به سابقه بازیگری محسن خان (در فیلم «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین»)، بعید نیست در روزهای آینده شاهد هنرنمایی او در این سریال تلویزیونی هم باشیم.

نظرات ()



:: چهار سال گذشت ::
نویسنده: امید - دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٦

مراسم چهارمين سالگشت درگذشت «كاوه گلستان» ـ عكاس و فيلمبردار ايراني ـ كه سيزدهم فروردين‌ماه سال 1382 در كردستان عراق كشته شد، صبح روز گذشته برگزار شد.

 

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جمعي از دوستان و خانواده كاوه گلستان در آستانه‌ي چهارمين سالگشت درگذشت وي، دوازدهم فروردين‌ماه جاري بر مزار او در روستاي افجه (لواسان) گرد هم آمدند و يادش را گرامي داشتند.

خانواده‌ي گلستان به‌همراه جمعي از دوستان عكاس و شاگردانش در اين يادبود حضور يافته بودند.

كاوه گلستان متولد 1329 آبادان بود و عكاسي را به‌صورت حرفه‌يي از سال 54 شروع كرد. او جزو معدود عكاساني بود كه عكس‌هاي تظاهرات مردمي را در روزهاي انقلاب اسلامي براي نشريه‌هاي خارجي مي‌فرستاد.

وي جايزه رابرت كاپا را به‌خاطر عكسي از آن خود كرد كه حضرت امام خميني (ره) را در حال پايين آمدن از پله‌هاي هواپيمايي كه او را از پاريس به تهران ‌آورد، نشان مي‌دهد.

گلستان از حدود سال 1374 با تلويزيون بي‌بي‌سي همكاري مي‌كرد، با شروع حمله متجاوزان آمريكايي و انگليسي به عراق، با يك گروه خبري شامل خبرنگار بي‌بي‌سي در ايران، تهيه‌كننده، مترجم و يك راهنماي كرد، به كردستان عراق رفت. سيزدهم فروردين‌ماه، دوم آوريل، عراق ـ كردستان ـ كفري، آنگونه كه مي‌گويند: اتومبيل توقف مي‌كند، تهيه‌كننده نفر اولي است كه پياده مي‌شود، نخستين قدم او با انفجار همراه است و از دست دادن پاهايش، گلستان كه گمان مي‌كند شليك خمپاره است، مي‌دود تا پناه بگيرد، او هم روي مين مي‌رود و بلافاصله كشته مي‌شود.

نظرات ()



 
نویسنده: امید - دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٦

این دو تا عکس کی گرفته شده؟

نظرات ()



:: توليد حيوانات با مغز انسانی ::
نویسنده: امید - یکشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٦

رييس ايراني دپارتمان بيوتکنولوي حيواني دانشگاه نوادا آمريکا طي تحقيقات چند ساله خود با انتقال سلول هاي بنيادي انساني به جنين گوسفند براي نخستين بار موفق به توليد گوسفندي با حدود 15 درصد سلول هاي انساني در برخي اعضا شد که به گفته وي مي‌تواند براي پيوند عضو به بيماران نيازمند استفاده شود.

به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) موفقيت اين دانشمند ايراني که بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي مختلف جهان داشته افق جديدي در درمان بيماران نيازمند به بافتهاي پيوندي توصيف شده است.

اگرچه علاوه بر گوسفندهاي حاصل از تحقيقات پرفسور زنجاني حيوانات ديگر داراي سلولهاي انساني نيز توليد شده‌اند، ولي به گفته اين دانشمند ايراني ميزان سلول‌هاي انساني گزارش شده در آن حيوانات بسيار اندک (زير يك درصد) بوده و قابليت استفاده از آنها در پيوند اعضا وجود نداشته است.

 

پرفسور اسماعيل زنجاني، رييس ايراني دپارتمان بيوتکنولوي حيواني دانشگاه نوادا در سال 1318 در شهر رشت به دنيا آمده و پس از طي تحصيلات مقدماتي در ايران درجه دکتري خود را از دانشگاه نيويورک دريافت کرده است. وي مولف بالغ بر 240 مقاله علمي، سه فصل کتاب و برنده جوايز متعدد علمي است.

اين دانشمند ايراني مقيم آمريکا دوشنبه شب در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با تاکيد بر اين که هدف از انجام اين تحقيقات و ايجاد حيوانات حاوي سلول‌هاي انساني کمک به درمان بيماران دردمند است اظهار داشت: هدف نهايي اين تحقيقات پيوند اعضا خصوصا کبد و پانکراس اين گوسفندها به بيماران نيازمند به عضو پيوندي است که در توليد اين گوسفندها از سلول هاي بنيادي گرفته شده از مغز استخوان آنها استفاده شده است.

وي خاطرنشان کرد:پيوند بافت هاي توليدي به اين روش با موفقيت در گوسفند و خوک انجام شده و در حال حاضر در مرحله کسب مجوز از اداره غذا و داروي آمريکا و پيدا کردن افراد مناسب براي آزمايش آن روي بيماران نيازمند به پيوند کبد هستيم.

استاد ايراني دانشگاه نوادا که از حدود هفت سال پيش تحقيقات و تجارب علمي خود در زمينه سلول درماني را به توليد حيواناتي با سلول‌هاي انساني به منظورپيوند اعضا به انسان متمرکز کرده در ادامه با اشاره به اين که محققان اين حوزه حيوانات ديگري از جمله موش‌هايي با سلول‌هاي انساني نيز توليد کرده‌اند اظهار داشت: متاسفانه در آن حيوانات ميزان سلول هاي انساني بسيار اندک(حدود يک صدم درصد) بوده و قابل استفاده نيست ولي گوسفندهاي توليدي در اين طرح داراي درصد قابل توجهي سلول هاي انساني هستند که امکان استفاده از بافت‌هاي آنها جهت پيوند وجود دارد.

دکتر زنجاني تصريح کرد: در اين روش حدود 10 ميلي ليتر مغز استخوان از بيماران نيازمند به پيوند گرفته و سلول هاي بنيادي آن را جدا کرده و به جنين گوسفندي که در روز شصتم بارداري است تزريق مي کنيم. بعد از حدود دو ماه گوسفندي به دنيا مي آيد که حدود 15 درصد سلول هاي انساني دارد. اين سلول ها کاملا کاربردي بوده و پروتيين هايي همانند پروتيين هاي ناشي از ساير سلول هاي انساني توليد مي کنند.

وي در عين حال خاطرنشان کرد: ميزان سلول هاي انساني در بافت هاي مختلف گوسفند توليدي متفاوت است ولي بيشتر آنها حاوي سه تا 10 درصد سلول هاي انساني هستند مثلا جگر حيوان، 15 درصد، قلب آن، 10 درصد و پانکراس آن حدود 9 درصد سلول هاي انساني دارد. اگر کبد اين گوسفند را به بيمار نيازمند به پيوند که منشا سلول هاي بنيادي تزريقي به جنين گوسفند بوده پيوند بزنيم، 15 درصد سلول هاي آن که ماهيت انساني داشته و ازخود فرد ناشي شده توسط بدن حفظ شده و بقيه پس زده مي شود که همين درصد سلول هاي انساني، بقيه سلول هاي بافت کبد را نيز توليد مي کند و به اين ترتيب مشکل بيمار برطرف مي شود.

اين دانشمند ايراني به ايسنا افزود: اهميت استفاده از اين روش از آنجا ناشي مي شود که به عنوان مثال از حدود 10 هزار بيماري که هر ساله در آمريکا به دپيوند کبد نياز دارند تنها حدود دو هزار نفر موفق به دريافت کبد پيوندي مي شوند و در مورد ساير بافت هاي پيوندي هم همين مشکل وجود دارد.در اين شرايط مي توان با گرفتن مقدار اندکي از مغز استخوان فرد طي چند ماه عضو پيوندي مورد نياز را در حيوانات توليد و به بيمار پيوند زد.

پرفسور زنجاني در ادامه درباره امکان افزايش درصد سلول هاي انساني در ارگانيزم گوسفندان توليدي به اين روش گفت: اين امکان کاملا وجود دارد که به جاي يک مرحله انتقال سلول هاي بنيادي انساني، دو يا سه بار اين کار را انجام دهيم که با اين تکنيک موفق شده ايم ميزان سلول هاي انساني را مثلا در بافت قلب و پانکراس گوسفندان توليدي به ترتيب به 22 و 32 درصد افزايش دهيم.

وي درباره احتمال رد سلول هاي بنيادي تزريقي به جنين گوسفند گفت: طول دوره بارداري گوسفند حدود 145 روز است که جنين از حدود 75 روزگي سلول هاي بيگانه را پس مي زند و تا قبل از آن قادر به تشخيص آنها نيست و چون در روش مورد استفاده در اين طرح تزريق سلول هاي بنيادي در 60 روزگي جنين انجام مي شود مشکل پس زدن آنها وجود ندارد.

پرفسور زنجاني در ادامه درباره روند آزمايش عملي اين روش پيوند عضو اظهار داشت: ما قصد داريم به زودي اين تکنيک را بر روي بيماران نيازمند به پيوند استفاده کنيم که عمده تحقيقات نيز بر روي کبد و پانکراس متمرکز شده است. البته پيش از اين نيز موفق شده ايم با انتقال سلول هاي خوک به جنين گوسفند و سلول هاي گوسفند به جنين خوک، بافت هاي حاصل از حيوانات متولد شده را به گوسفند و خوک اوليه پيوند بزنيم و در مجموع به نظر نمي رسد مشکلي در انجام چنين پيوندهايي در انسان وجود داشته باشد.

رييس دپارتمان بيوتکنولوي حيواني دانشگاه نوادا در پايان با تاکيد بر جهت گيري درماني اين طرح و توجه به اصول ايمني زيستي در آن نگراني هاي مطرح شده در اين خصوص را بي مورد خواند و اظهار داشت: مهمترين نگراني که در اين زمينه ابراز شده اين است که ممکن است چنين تحقيقاتي به توليد حيواناتي با مغز و احساس انساني منجر شود در حالي که خوشبختانه ميزان سلول هاي انساني در مغز گوسفندهاي توليدي حتي کمتر از يک دهم درصد است و با اين که مي توان گوسفندي ساخت که تمام اجزاي بدنش داراي مقداري سلول هاي انساني باشد به هيچ وجه نمي توان تصور کرد سلول هاي مغز گوسفند به ميزاني برسد که گوسفندي با مغز، فکر و احساسي مشابه انسان ساخته شود.

نظرات ()



 
نویسنده: امید - یکشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٦

چرا فقر؟

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.
زيرا براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت
قابل توجهي نداشتند اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه
مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را
دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از
همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.
مثال بعدي سويس است.كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين
شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در
چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا
توليد مي‌شود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به
گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس).
افراد عاليرتبه‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همپايان خود در كشورهاي فقير
برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در
اين ميان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي
مي‌گيرند در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.
پس تفاوت در چيست؟

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم متوجه
مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

1) اخلاق به عنوان اصل پايه
2) وحدت
3) مسئوليت پذيري
4) احترام به قانون و مقررات
5) احترام به حقوق شهروندان ديگر
6) عشق به كار
7) تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
8) ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
9) نظم‌پذيري

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت
نسبت به ما بيرحم بوده‌است. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب
شده‌است.
ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعايت اصول فوق كه توسط كشورهاي پيشرفته
شناسايي شده‌است هستيم.

نظرات ()



 
نویسنده: امید - یکشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٦

هفته ی وحدت بر تمام مسلمانان مبارک باد.

نظرات ()



:: الهه های قرن ۲۱ در آمريکا ::
نویسنده: امید - یکشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٦

«پاريس هيلتون»، «بريتني اسپيرز» و «ليندزي لوهان»؛ آنان همه جا هستند، آن هم به بدترين وضعيت. جوانان آنان را ستايش مي‌كنند و نوجوانان آنان را مي‌پرستند. آيا ما در حال پرورش نسل شبه‌فاحشه‌ها هستيم؟

دختر شش ساله من،‌ عاشق «ليندزي لوهان» است. عاشق تيپ، موها و برنامه‌هايش. چند هفته پيش زماني كه او عكس سوپراستار مورد علاقه خود را در صفحه نخست روزنامه «نيويورك‌پست» ديد، با افتخار گفت: «او ليندزي لوهان است. چه كار مي‌كند؟».

اما من نمي‌توانستم پاسخ او را بدهم. نمي‌خواستم به او بگويم كه ليندزي كه گاهي مانند «پاريس هيلتون» و «بريتني اسپيرز» با سر و وضع نامناسبي در برابر دوربين‌ها ظاهر مي‌شود، در يك كلاس رقص لهستاني براي ايفاي نقش در يك فيلم است. البته اقدامات وي كه در جهت شغلش است، تا اندازه‌اي توجيه‌پذيرتر از بقيه است.

«نيكول ريچي» به تازگي ناگهان تصميم گرفت كه ماشينش را در لاين كناري يك بزرگراه متوقف كند و برود. «بريتني اسپيرز» به تازگي در «لاس وگاس» در اثر زياده‌روي در نوشيدن مشروب بيهوش پيدا شد. در تازه‌ترين موارد هم ليندزي به تازگي به يك مركز بازپروري اعتياد رفته بود. پيش از آن، او را در راهرو يك هتل با وضعيت بدي پيدا كرده بودند. روزنامه‌اي هم عكس «كيت ماس» را كه از چند پله سقوط كرده بود و يك بسته سيگار در دستش بود را منتشر كرده بود.

بله! فرزندان ما، عشق بي‌سابقه‌اي پيدا كرده‌اند. آنان با عكس‌هاي بي‌شرمانه افراد مشهوري بمباران مي‌شوند كه حتي از نمايش خصوصي‌ترين بخش‌هاي بدن خود به عكاسان در هنگام پياده شدن از ماشين خودداري نمي‌كنند. فيلم‌هاي خاص دختران ناشناس در دانشكده‌ها، سالانه حدود چهل ميليارد دلار فروش دارند و وبلاگ‌ها و رسانه‌هايي كه 24 ساعت هفت روز هفته به «ژورناليسم افراد مشهور» تبديل شده‌اند، قوانين و قواعد روزنامه‌نگاري را تغيير داده‌اند.

بگذاريد بگوييم كه والدين از چه چيزهايي اطلاع دارند؛ بچه‌ها در ظرفي از سبك جديد رسانه‌ها متولد مي‌شوند و به خوبي از نام و زندگي افراد مشهور، آگاه هستند.

نظرسنجي‌هاي اخير «نيوزويك» نشان داد كه 77 درصد آمريكايي‌ها معتقند كه بريتني، پاريس و ليندزي تأثيرات بسيار عميقي را بر دختران جوان دارند. به سختي روزي را بدون خبرسازي يكي از اين سه نفر مي‌توان گذراند و متأسفانه تنها نوجوانان نيستند كه از آنها تأثيرپذيرند.

«جولي سابروفسكي» معلم كلاس اول در سان‌ديه‌گو، مي‌گويد: دانش‌آموزان هفت ساله او از لغاتي مانند «سكسي» استفاده مي‌كنند. آهنگ‌هاي پاپ خوانده و با ترانه‌هاي خاص با پسرها رابطه برقرار مي‌كنند.

تنها همين امر براي والدين مي‌تواند نگران‌كننده باشند. اما به طور واقع اثرات زيانبار طولاني‌مدتي نيز وجود دارد. آيا ما در حال تربيت نسلي هستيم كه پدران و مادران ما، آنان را شبه‌فاحشه مي‌خواندند؟! دختران جواني كه لباس‌هاي زننده‌اي مي‌پوشند و با اهداف خاصي زندگي را مي‌گذارنند و يا آيا خيزش اين نسل دختران بد، نشانه‌اي از موضوعي ژرف‌تر مانند خرد شدن فرهنگ و تغيير ارزشي روابط زناشويي، عشق و زندگي وفادارانه و طولاني‌مدت است؟ ما مطمئنا، نخستين نسل از والديني نيستيم كه نگران چنين مسائلي مي‌شود و آخرين آن هم نخواهيم بود.

بسياري از متفكران كار، فرهنگ جنسي كنوني ما را خطرناك دانسته و بسياري ليبرال‌ها در مورد محيط حاكم بر تفكرات دختران جامعه، به شدت هشدار مي‌دهند و بي‌شك والدين ما از تأثيرات فرهنگ افراد محبوب و زناني كه دختران دوست دارند مانند آنان باشند،‌ در شگفتند.

سؤال اينجاست كه فرزندان ما در كجا ارزش‌ها را فرا مي‌گيرند؟ امروزه بي‌شك نسبت به گذشته، وضعيت بهتر است. دختران، شانس تحصيل، كار و حضور در روزش را در سطح بسيار بالا و مناسبي دارند و وضعيت بارداري‌هاي نوجوانان و اعتياد آنان نسبت به دهه‌هاي گذشته، كاهش يافته است. اما هنوز هم معضلاتي باقي است.

«اميلي وارينگ» 40 ساله، مادر دو دختر 9 و 2 ساله در سان‌ديه‌گو مي‌گويد: «تشخيص خوب از بد و غرق نشدن در يكي از آنها در جامعه كنوني، نيازمند يك بلوغ بسيار قدرتمند است». وي به عنوان يك مادر مي‌گويد، رادار مادري او هميشه روشن است. چراكه معتقد است تأثيرات منفي اشخاص مشهوري مانند «بريتني» همه جا وجود دارد.

كارشناسان بر اين باورند كه دختران دبستاني و راهنمايي براي جلب توجه پسران دامن كوتاه نمي‌پوشند، بلكه اين امر به علت تأثير رسانه‌ها و پذيرش در گروه‌هاي مختلف است.

تحقيقات نشان مي‌دهد، تكرار موضوعات سكسي براي كودكان سفيدپوست در تلويزيون، فيلم‌ها و موسيقي‌ها احتمال فعاليت جنسي آنان در سنين پايين‌تر را افزايش مي‌دهد (در مقابل سياهان به نظر كمتر تحت تأثير رسانه‌ها و بيشتر تحت تأثير والدين خود هستند). 55 درصد اين افراد در شانزده سالگي نخستين تجربه خود را داشته‌اند كه اين ميزان در ميان كودكاني كه كمتر با اين موضوع سر و كار داشته‌اند، 6 درصد بوده است و كارشناسان در اين مورد به نقش مهم والدين براي جدا كردن كودكان از رسانه‌ها اشاره مي‌كنند.

در اين ميان، رفتار افراد مشهور و به ويژه آناني كه خارج از كنترل هستند، حسي از عادي‌سازي را در نوشيدن الكل، تدخين و روابط جنسي ايجاد كرده است كه براي نوجوانان بسيار خطرناك است. «بريتني»، «پاريس» و «ليندزي» هر سه با افراد بي‌شماري رابطه دارند كه تنها تعداد بسيار اندكي از آنها روابط واقعي است.

«كريستين اسميت»، استاد جامعه‌شناسي دانشگاه «نوتردام»، مي‌گويد: «اين رويكرد باعث ايجاد يك حس كلي شده كه زندگي تنها ديوانگي، بي‌خيال‌ بودن، لذت بردن و توجه نكردن به روابط و مسائل جدي است و خطرناك‌تر اين‌كه نوجوانان نمي‌فهمند چگونه با دنياي اطراف خود شكل داده مي‌شوند و زماني كه متوجه اين امر نباشند، خطرات بيشتر مي‌شود.

البته در اين ميان، سازمان‌يافتگي ورزش، موقعيت‌هاي كاري و تحصيلي خوب، سهم عمده‌اي در كاهش انحرافات داشته‌اند و نسل دختراني كه پس از سال 1990 متولد شده‌اند، به اين مسائل به خوبي دسترسي داشته‌اند. در سال تحصيلي 2004ـ2005 زنان 57 درصد مدارك ليسانس و 59 درصد مدارك فوق‌ليسانس را كسب كرده‌اند. هم‌اكنون 90 زن در كنگره آمريكا حضور دارند كه بالاترين ميزان آن در تاريخ آمريكاست. شانزده نفر در سنا و 74 نفر در مجلس نمايندگان. «نانسي پلوسي» رئيس مجلس آمريكاست و «هيلاري كلينتون» هم به عنوان نخستين نامزد زن رياست‌جمهوري آمريكا، وارد عرصه رقابت شده است. به طور كلي، شانس زنان براي اين‌كه شخصيت خود را از طريق تحصيل مطرح كنند، بيشتر شده است.

حضور نسل دختران بد در آمريكا از بعد از جنگ‌هاي داخلي آمريكا آغاز شد و تا اوايل دهه 1960 همچنان ادامه داشت. در اين دهه، وقايعي مانند جنگ ويتنام، جنبش‌هاي حقوق مدني، ايجاد احساسات ملي با ترور «جان اف كندي» و «مارتين لوتركينگ» و «رابرت كندي» تا حد زيادي تعديل شد.

اما در قرن بيست و يكم، اين افراد تأثيرگذار زيبا، جوان و ثروتمند هستند و شايد اين مهم‌ترين علت نفوذ بيش از حد آنان در نوجوانان باشد و متأسفانه در حالي كه در برخي كشورهاي جهان سوم، حدود 60 درصد دختران به مدرسه نمي‌روند و سايرين نيز با مشكلات بهداشتي و خشونت، سوءتغذيه و تبعيض روبه‌رو هستند و سازمان ملل مشكلات آنان را ناشي از اقتصاد بيمار و سياست اجتماعي نادرست مي‌داند، در آمريكايي كه با حداقلي مشكلات آن دختران روبه‌رو بوده و در آن تحصيل رايگان است، آب تميز يافت مي‌شود، بهداشت عمومي در دسترس همگان است و شانس‌هاي زيادي براي دختران بااستعداد وجود دارد، نابودي فرهنگ ما به دست اشخاصي رقم مي‌خورد كه مانند بريتني، ازدواج اول آنان تنها 55 ساعت دوام مي‌آورد و عكس برهنه بارداري او، عكس صفحه اول مجلات و تبليغ محصولات تجاري مي‌شود.

منبع: نيوزويك
ترجمه: سبوح شهلايي

نظرات ()



:: ايران در نوروز ۱۳۸۶ ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٦

سردشت

حافظیه

آبشارهای قدیمی شوشتر

قلعه ی فلک الافلاک خرم آباد

باغ فین کاشان

مقبره ی فردوسی

بارگاه امام رضا (ع)

دریاچه ی اوان قزوین

خانه ی مشروطه تبریز

تخت جمشید

قشم

اسکله ی بندر ترکمن

نظرات ()



:: از بلاگ تا بینهایت ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٦

نمی دانم خوابم یا بیدار٬ شوری وصف ناشدنی. هر چی هست افقی است که پیش رویم قد کشیده و مرا به سوی خود می خواند ٬ به آفتابی که در آن دور ها نرم و نرمک راه میرود و آسمان را پشت سر می گذارد هر چه هست عشق است بوی خوش زندگی و عطر نفس هایی که می تواند به من عمر هزار ساله ببخشد . وقتی جیبهایم پر از کلمه است تصور میکنم ثروتمند ترین فرد جهانم و میتوانم با هر کس که می خواهم حرف بزنم و درونم را ٬ عشقم را ٬ و احساسم را با کلمه ها نشان دهم ٬ گاهی با وجود کوهی از کلمات که روی هم انباشته شده اند و منتظرن یکی یکی آنها را بردارم و به رشته سخن در آورم ٬ میبینم چقدر فقیرم ٬ میبینم نمی توانم حتی یک جمله حرف بزنم ٬ خوب که نگاه میکنم میبینم چیزهایی هست که از نوشتن و شاعری بالاتر است. کسی که شوریده توست٬ کسی که در تو غرق شده٬ نمی تواند شاعر باشد .

گاهی سکوت از هر شعری بهتر است و گاهی نگاه از هر شاعری بهتر شعر می سراید

نظرات ()



:: فنگ شوئی ۲۸۶ ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٦

عروسک های آویز را بالای سر کودک تان نیاویزید.

بهترین جا برای آن ها پایین تخت است.

در این حالت بچه آویزها را بهتر می بیند و در عین حال چون دستش به آن ها نمی رسد نمی تواند خرابشان کند.

عرروسک های براق و فلزی هیجان آورند . آویز های نرم و کم رنگ آرامش بخش اند.

نظرات ()



:: مسابقه ی استقلال و پيروزی ::
نویسنده: امید - شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: سال ۸۵ و هنرمندانی که رفتند ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٠ فروردین ۱۳۸٦

"... نه، مي‌دانم همه‌اش بهانه است، او جان مرا مي‌خواهد؛ عشق و شفقت هم بهانه است، او حضور مرا مي‌خواهد؛ حضور كامل مرا مي‌خواهد. صداي آب رودخانه، سبزي درختان، لطف بهار هم بهانه است؛ او حضور مداوم مرا مي‌خواهد؛ ترانه و تصوير همه‌اش بهانه است، تا جان مرا تا قطره آخر بمكد و بي‌خويشي در رگ‌هايم جاري كند."

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گمان كرديم كه ديگر تمام شد؛ سال 85 هم با همه‌ي تلخ كامي‌هايي كه در غم مرگ هنرمندان از دست‌رفته داشتيم تمام شده است. گمان كرديم امسال چون سال‌هاي پيش اگرچه سال پرمرگ و تلخي در هنر بوده، اما پرونده‌ي مرگش در حال بسته شدن است كه يك‌باره خبر مرگ رسول ملاقلي‌پور شوك ديگري وارد كرد و همه را در حيرت تقدير مرگ نشاند.

سال 85 با مخابره‌ي خبر درگذشت پير مجسمه‌هاي سنگي ايران آغاز شد و به هجرت صداي ماندگار خسرو شايگان در سينما رسيد.

خبر درگذشت استاد علي‌اكبر صنعتي - پيشكسوت مجسمه‌سازي ايران – نخستين خبر هجرت سال بود. او 13 فروردين ماه در جان مجسمه‌هايش دميد. اين استاد مجسمه‌ساز و چهره‌ي ماندگار و افتخار فرهنگ و هنر ايراني، در آستانه 90 سالگي و در شرايطي كه بيش از يك سال بود كه به عارضه شديد مغزي دچار شده و توان حركتي و كلامي خود را از دست داده بود و شبانه روز تحت نظر پزشكان قرار داشت، درگذشت. صنعتي و آثارش را بخشي از روند تحول مجسمه‌سازي معاصر ايران مي‌دانند.

اما معمار پركاري كه وي را به واسطه‌ي كارهايش، مارسل دوشان ايرانش مي‌خواندند، سيدهادي ميرميران، پس از گذران يك هفته بي‌هوشي، 30 فروردين در بيمارستاني در آلمان درگذشت. اين هنرمند معمار و شهرساز كه از 16 فروردين‌ماه به آلمان سفر كرده بود تا از نا‌حيه‌ي ستون فقرات مورد عمل جراحي قرار گيرد، در فرانكفورت درگذشت.

ميرميران مشاور مادر شهر بم - پس از زلزله - بود، تا روزهاي آخر طرح توسعه بارگاه شاه‌چراغ روي ميز كارش پهن مي‌شد و بازسازي محوطه ارگ كريم‌خاني شيراز را در دست كار داشت. او 36 سال زندگي حرفه‌يي خود را پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه تهران، براي تدريس معماري در دانشگاه‌هاي علم و صنعت ايران، شيراز، همدان و تهران و طراحي و اجراي پروژه‌هاي صنعتي و معماري صرف كرده بود و به‌رغم سال‌ها بيماري، محل زندگي‌اش را در همان اتاق كارش انتخاب كرده و تا روزهاي آخر حياتش به مديرت اجرايي و طراحي معماري و شهرسازي مشغول بود.

ازجمله فعاليت‌هاي او، به ارايه‌ي طرح‌هايي چون طراحي مجموعه‌ي بهارستان واقع در ميدان بهارستان تهران، ساختمان كانون وكلاي دادگستري مركز، سركنسول‌گري ايران در فرانكفورت و نيز طرح احياي مجموعه‌ي كريم‌خان مي‌توان اشاره كرد. ميرميران آخرين نشان افتخارش را از دستان سيدمحمد خاتمي گرفته بود.

همين ماه گشتاسبي در ميان كتاب‌هاي مستند جاودانه شد.

منيژه گشتاسبي با تخلص بهاره، طراح و سرپرست كتابخانه سينمايي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي بود و فروردين ماه امسال با تصادفي به كما رفت و در بيمارستان رسالت تهران درگذشت.

او كه يكي از بانوان شعر و ادب ايران بود، با آثاري ماندگار در نشريات و با كتاب‌هايي چون "زنان هميشه" كه گزيده‌اي از پنجاه سال شعر و ادب معاصر ايران است به هميشه پيوست. گشتاسبي در اعتلاي پنجاه كتابخانه‌ي سينمايي در شهرستان‌هاي كشور همواره تلاش چشمگيري داشته است.

حسين كسبيان، هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون هم در آستانه 73 سالگي به‌خاطر بيماري نسبتا طولاني‌اش نيمه‌ي ارديبهشت‌ماه در گذشت. او فعاليت‌هاي تئاتري و ادبي خود را از سال ‌1331 آغاز كرده بود و يك سال بعد از آن وارد هنرستان هنرپيشگي شد. سال ‌1337 با عنوان رييس دبيرخانه‌ي موزه‌ها و وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و دو سال بعد كه گروه تئاتر هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد تاسيس شد جزو هيات مديره‌ي آن گروه بود.

كسبيان اولين كار جدي خود را در سال ‌1332 با عنوان "پنجه" در دانشكده ادبيات اجرا كرد و پس از آن درنمايش «هياهوي بسيار براي هيچ" به كارگرداني مصطفي اسكويي به‌عنوان نقش اول به‌همراه عزت‌الله انتظامي ايفاي نقش كرد.

اين هنرمند تا بعد از انقلاب اسلامي همچنان مدير گروه هنر ملي بود و به فعاليت‌هاي تئاتري خود ادامه مي‌داد، اما در كنار آن در چند فيلم و سريال نيز حضور داشت. از جمله مي‌توان به اولين فيلم او با عنوان تجاوز در سال ‌1339 اشاره كرد. در سال ‌1347 نيز در سريال "سمك عيار" بازي و در سال ‌1344 گروه تئاتر "25 شهريور" را تاسيس كرد. عباس جوانمرد، عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان و ... نيز عضو اين گروه بودند و به همراه گروه ديگري كه داوود رشيدي، محمدعلي جعفري، علي نصيريان و ... در آن حضور داشتند، هر كدام يك ماه برنامه اجرا مي‌كردند. كسبيان تا سال ‌1360 به فعاليت‌ تئاتري‌اش ادامه داد و تئاتر "الموت" آخرين بازي‌اش بود.

در همين روزهاي دومين ماه بهار، كماي هشت‌ماهه‌ي پوپك گلدره تمام شد.

او كه در پي سانحه تصادف رانندگي به اغما رفته بود، در سن 34 سالگي درگذشت.

اين بازيگر سينما و تلويزيون كه در فيلم‌هايي چون موج مرده، دنياي شيرين دريا، سيندرلا، آخر بازي، مرواريد سرخ به ايفاي نقش پرداخته است، آخرين بازي نيمه‌كارشه‌اش در سريال نرگس در ذهن مردم ايران ماندگار شد.

با پايان فصل بهار حسين معتمدي، عكاس با سابقه‌ي ورزشي شكار لحظه شد.

او عكاس باسابقه‌ي مجله‌ي دنياي ورزش و كارمند روزنامه اطلاعات بود كه سرانجام پس از سال‌ها دست و پنجه نرم كردن با بيماري MS و سرطان كبد، دارفاني را وداع گفت. او سال‌ها شكارچي لحظه‌ها بود و بسياري از قهرمانان با عكاس‌هاي او چهره شدند.

بيست‌وششم تيرماه نيز سودابه اسكويي به پدر و مادرهنرمندش پيوست.

اين هنرمند تئاتر كه به بيماري سرطان استخوان مبتلا بود، در سن 56 سالگي و در حالي كه خانواده او به ملاقاتش رفته بودند، درگذشت.

اسكويي از كودكي بازيگري تئاتر را آموخت و در نمايش‌هاي بسياري از جمله "خانه برنارد آلبا"، "در اعماق" و ... به ايفاي نقش پرداخت. پس از آن، همكاري خود را با گروه تئاتر "پياده" آغاز كرد و نمايش‌هاي بسياري را اجرا كرد. او بعدها به روسيه رفت و در آنجا دكتراي تئاتر گرفت و پنج سال پيش به ايران بازگشت. اسكويي بعد از بازگشت به ايران، هرگز فرصتي براي اجراي نمايش پيدا نكرد و از حدود يك سال پيش دچار بيماري سرطان استخوان شد.

جعفر بزرگي، بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر، در سن 90 سالگي، پنجم مرداد دارفاني را وداع گفت.

بزرگي از قديمي‌ترين بازيگران تئاتر، سينما و تلويزيون ايران بود. اين هنرمند، صداي دلنشيني هم داشت، از سال 1318 تا 1327 روزهاي جمعه، نيم ساعت در راديو خوانندگي مي‌كرد كه آهنگ معروف و به يادماندني «مرغ سحر» يكي از آن‌هاست. او مجري تلويزيون هم بوده است. برنامه موفق و پربيننده، "سالمندان"، يكي از كارهاي زيباي او بود.

سگ كشي، شور عشق، درخت گلابي، سفر شبانه ماه و خورشيد، خسوف، ديگه چه خبر، مدرسه پيرمردها، افسانه آه، بچه‌هاي طلاق، از جمله فيلم‌هايي بود كه آن زنده‌ياد در آنها يازي كرد.

حميد رخشاني - تهيه‌كننده و كارگردان سينما 21 همين ماه در تهران، پرواز را به‌خاطر سپرد.

او متولد سال 1335 تهران، فرزند رضا رخشاني - بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما - و فارغ التحصيل مدرسه‌ي علوم بانكي ايران بود كه فعاليت سينمايي خود را با فيلم كوتاه در سال 1354 و از سال 1364 ساخت فيلم بلند را آغاز كرد.

رخشاني ساخت فيلم‌هاي "راه دوم"، "شب بيست‌ونهم"، "پرواز را به‌خاطر بسپار"، "اعاده‌ي امنيت" و "مونس" را در كارنامه‌اش ثبت كرده است. او همچنين مدير مجله "ديلماج" و موسسه‌ي كارگاه آفرينش‌هاي هنري "رخش" بود.

با پايان تابستان هم بانوي تصويرگر نامي ايران به كودكي‌هايش پيوست.

ژانت ميخاييلي، تصويرگر 71 ساله‌ي كتاب كودك و نوجوان، به‌ خاطر ابتلا به قانقاريا درگذشت.

او بيش ‌از 30 ‌سال كتاب‌هاي كودك و نوجوان را تصويرگري كرد؛ او طراحي مجلات "رشد" از سال‌هاي47 تا 74 و كتاب‌هاي درسي و پيك‌هاي نوروزي را به‌عهده داشته است.

"سه قدم دورتر از مادر"، "صد دانه ياقوت"، "زيباتر از بهار"، "صداي ساز مي‌آيد" و "جشن جوانه‌ها" ازجمله كتاب‌هايي به‌شمار مي‌روند كه ميخاييلي تصويرگري كرده است. وي همچنين به‌عنوان تصويرگر منتخب دوسالانه‌ي تصويرگري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي شد و نامزد سال‌جاري جايزه‌ي معتبر ادبي آستريد ليندگرن در سوئد بود.

همين ماه، عباس سرمدي - نويسنده، شاعر و پژوهشگر هنر‌هاي سنتي – در سن 67 سالگي و بر اثر سكته مغزي درگذشت.

او متولد سال 1318 گلپايگان است و از شاخص‌ترين آثارش به "دانش‌نامه‌ي بزرگ هنر‌مندان ايران و جهان اسلام" مي‌توان اشاره كرد. كتاب "رسام عرب‌زاده؛ بدايع‌نگار فرش ايران" هم از ديگر نوشته‌هايش است.

وي چند مجموعه‌ي شعر از جمله "شورستان" و "شعر اصفهان و گلپايگان"، چند نمايش‌نامه از جمله "غم‌نامه‌ي فرود" و "تهمينه، نوشدارو پس از خنجر" را هم از خود برجاي گذاشته است.

سرمدي همچنين چند داستان شاهنامه را شامل "سياوش"، "زال و رودابه" و "هنگامه‌ي كوه هماوند" به نثر بازنويسي كرده كه ازسوي انجمن خوش‌نويسان ايران به‌چاپ رسيده است.

پاييز سال 85 خبر درگذشت مدير موزه‌ي سينما اهالي اين حرفه و هنر را در بهت فرو برد.

مهندس مهدي سليمي، مديرعامل موزه سينما و قائم مقام معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما، بر اثر ايست قلبي 26 مهرماه درگذشت.

سليمي با بيش از ‌27 سال فعاليت در مديريت فرهنگي كشور، در سابقه‌ي مديريتي‌اش به‌عنوان قائم مقام مركز آموزش فيلم‌سازي، قائم مقام معاونت امور سينمايي، عضو هيات امنا و از بنيان‌گذاران موسسه‌ي سينما شهر، 19 دوره عضويت شوراي سياستگذاري جشنواره‌ فيلم فجر و مديرعامل موسسه توسعه سياحتي كيش، ثبت شده بود.

وي طي سال‌هاي اخير مديرعامل موزه سينما و همچنين طي چند ماه گذشته به‌عنوان قائم مقام معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما مشغول به‌كار بود.

چهار روز بعد خبر درگذشت نرسي گرگيا، بازيگر سينما و تلويزيون ايران، در سن 68 سالگي بر اثر عارضه قلبي مخابره شد.

اين بازيگر فقيد در سال 1341 و بازي در فيلم "زمين تلخ" وارد سينما شد و با حضور در فيلم‌هايي همچون "ببر كوهستان‌"، "عشق هرگز"، "‌الماس 33" ،" كشتي نوح" و "شب فرشتگان" از بازيگران پركار سينما در قبل انقلاب اسلامي محسوب مي‌شود. وي در بعد از انقلاب با فيلم "تيغ و ابريشم" فعاليت خود را بار ديگر آغاز و تا فيلم اخيرش "آتش‌ بس" به‌طور مستمر در سينما حضور داشت. فيلم‌هاي سينمايي "تشكيلات"، "سرب"، "اعاده امنيت"، "افعي"، "گريز"، "بندر مه آلود"، "تبعيدي‌ها"،"‌گالان"، "چاوش"، "پرستار شب"، "هي جو"، "دندان مار"،"‌چاوش"، "آنها هيچكس را دوست ندارند"، "آشيانه مهر"، "پادرزهر"، "حامي"، "دشمن"، "گارد ويژه"، "گريز از مرگ"، "قانون" و "مجروح جنگي" از جمله فيلم‌هايي هستند كه گرگيا در آنها، به ايفاي نقش پرداخته است.

آخرين حضور زنده‌ياد "گرگيا" بازي در سريال "اگر عشق نبوده" است كه تصويربرداريش چندي قبل به پايان رسيد.

دوم آبان سالي كه گذشت با مرگ پرويز ملك‌زاده - فيلم‌بردار سينماي ايران - به‌دليل سرطان در يكي از بيمارستان‌هاي تهران همراه بود. او متولد 1323 بود و كارش را در سينما با دستياري فيلمبرداري در سال 1348 آغاز كرد. فيلم‌برداري فيلم‌هاي " دست شيطان "، "مرگ سفيد"، "دخترك كنار مرداب "، "بهترين باباي دنيا" ، "راز خنجر و مستاجر" ، "من و شعر" و...از جمله كارهاي او محسوب مي‌شوند.

همين روزها بود كه عكاس ديگري كه در قاب تصوير جاودانه شد.

صمد قاسمي - هنرمند عكاس پيش‌كسوت نيز آبان ماه امسال به علت سكته‌ي قلبي، در سن 71سالگي هفتم آبان در محل كارش - فتو پرس - درگذشت.

صمد قاسمي، كه نامش در تاريخ عكاسي خبري، جنگ، فيلم و مستند اجتماعي ايران ماندگار است، متولد شهر ميانه بود. او از 15 سالگي عكاسي را آغاز كرد. پس از كسب تجربه به عضويت كانون خبرنگاران عكاس ايران درآمد و طي دوران فعاليتش كه قريب 50 سال است، با بسياري از روزنامه‌ها و نشريات همكاري كرد؛ عكاس مخصوص وزارت اقتصاد و دارايي بود؛ مديريت عكاسي‌هاي علمي، كالج، پرس و عضويت در انجمن بهار خاقاني از ديگر فعاليت‌هايش محسوب مي‌شود.

با گذشت پنج روز، ترانه‌هاي بختياري هم آسماني شدند و بهمن علاءالدين معروف به مسعود بختياري - خواننده و ترانه‌سراي ايراني بر اثر سكته قلبي 12 آبان درگذشت.

بختياري مهرماه سال 1319 در لالي متولد شد و در سن 66 سالگي در بيمارستان كسري در كرج دار فاني را وداع گفت.

بختياري دوران دبستان را در مدرسه " فردوسي" و دوران دبيرستان را در دبيرستان " اميركبير" مسجدسليمان سپري كرد. علاءالدين پس از سال‌ها خدمت در آموزش و پرورش و تدريس در مدرسه‌هاي باغ ملك و مدرسه راهنمايي "ماندانا" (شهيد شجرات) اهواز در مهرماه سال 73 بازنشست شد و سال 79 از خوزستان به كرج نقل مكان كرد. او بر مقام‌هاي موسيقي بختياري و آوازهاي بختياري به‌طور كامل مسلط بود و همه شعرها، تصنيف‌ها و ملودي‌هاي موجود در آثارش ساخته‌ي خود اوست. آلبوم‌هاي "مالكنون"، "هيجار"،" تاراز"، "برافتو" و " آستاره" از آثار اوست.

و هشت روز بعد، ...

عبدالعلي همايون، بازيگر قديمي سينما بر اثر عارضه قلبي در سن 86 سالگي درگذشت.

اين بازيگر فقيد از سال 1325 با فعاليت در تئاتر كار هنري خود را آغاز كرد و طي سال‌هاي 1328 تا 1356 در حدود 25 فيلم ايفاي نقش كرد. "واريته بهار"، ‌"استوار و پاسبان" و "ستارخان" از جمله كارهاي او بودند. وي كه در خارج از كشور سكونت داشت و دو سال آخر عمر خود را در ايران سپري كرد.

از فرانسه خبر رسيد كه فرخ غفاري، کارگردان قديمي سينماي ايران و پايه‌گذار فيلم‌خانه ملي ايران، 27 آذر ماه امسال درگذشته است.

غفاري كه در سال 1300 در تهران متولد شد، در نوجواني براي تحصيل به اروپا رفت، ابتدا در بلژيک و سپس در فرانسه تحصيل کرد و اواخر دهه‌ي 1320 شمسي به ايران بازگشت.

فرخ غفاري، فيلم‌هايي هم‌چون "شب قوزي"، "جنوب شهر"، "افسانه‌هاي هزار و يک شب" را ساخت.

او سال‌ها معاون تلويزيون ملي ايران بوده است و گفته مي‌شود كه از جمله پايه‌گذاران سينماي روشنفکري ايران است.

اما نهم آذر ماه افسانه‌ي بيات نواخته شد.

بابك بيات آهنگساز بيش از يك‌صد فيلم سينماي ايران كه در بخش آي‌سي‌يو بيمارستان ايرانمهر بستري بود، درگذشت.

اين آهنگساز 60 ساله‌ در سال‌هاي اخير كمتر كار موسيقي انجام داد، اما از كارهاي ماندگار او مي‌توان به كشتي آنجليكا، عروس، نقطه‌ ضعف، اتوبوس، ولايت عشق، پهلوانان نمي‌ميرند، جهان پهلوان و افسانه‌ي سلطان و شبان و... اشاره كرد.

همان روزها گفته مي‌شد كه بيات پس از درگذشت فرزند نوجوانش سلامتي‌اش را از دست داده بود.

به گزارش ايسنا، خبر رسيد خواب‌هاي طلايي قدكچيان 17 آذر برآشفت.

احمد قدكچيان - بازيگر سينما و تلويزيون، متولد 1299 در تهران بود كه فعاليت خود را با تحصيل در هنرستان هنرپيشگي و بازي در نمايش "اسكندر و دارا" در سال 1321 آغاز كرد و بعد از آن در ديگر نمايش‌ها، چون "اتللوو"، "دختر گل فروش"، "سقوط كابينه" و نمايش‌هاي ديگر نقش‌آفريني كرد و 23 نمايش را در كارنامه هنري‌اش ثبت كرد.

قدكچيان از سال 1330 بازي در فيلم‌هاي سينمايي را با "خواب‌هاي طلايي" آغاز كرد و بعد از آن در بيش از 117 فيلم سينمايي به ايفا نقش پرداخت كه مي‌توان از "گرداب"، "گناهكار"، "خواب و خيال"، "مردي كه رنج مي‌برد"، "نردبان ترقي"، "بچه‌ ننه"، "دوستان يك رنگ"، "ديوانه‌وار"، "راه و بي‌راه"، "ارثيه"، "بگذار زندگي كنم"، "خط قرمز"، "جدال"، "حسرت" و "بي‌تو تنهايم" بازي كرد. همچنين در مجموعه‌هاي تلويزيوني "اين خانه دور است"، "امام علي (ع)"،‌ "گل‌هاي كاغذي"، "تنها در تاريكي" و چندين مجموعه‌ي ديگر ايفاي نقش كرد.

اما خالق ترنم عاشقانه‌ي آهن، آخرين‌بار آثارش را به گالري خاك برد و چند روز بعد درگذشت.

ايرج زند - هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز - كه از ششم آذرماه در بخش طبي بيمارستان پارس (تهران) بستري بود، صبح 23 آذرماه امسال و در سن 54 سالگي دار فاني را وداع گفت.

ايرج كريم‌خان زند ـ نقاش و مجسمه‌ساز ـ شاگرد مستقيم محسن وزيري‌مقدم ـ قديمي‌ترين مدرنيسم ايراني ـ در دوره‌هاي هنرستان و دانشگاه تهران بود. او سپس براي ادامه‌ي تحصيل به دانشكده‌ي هنرهاي زيباي پاريس رفت.

روي برگ‌هاي آخرين دستوشته‌هايش آمده بود "... نه، مي‌دانم همه‌اش بهانه است، او جان مرا مي‌خواهد؛ عشق و شفقت هم بهانه است، او حضور مرا مي‌خواهد؛ حضور كامل مرا مي‌خواهد. صداي آب رودخانه، سبزي درختان، لطف بهار هم بهانه است؛ او حضور مداوم مرا مي‌خواهد؛ ترانه و تصوير همه‌اش بهانه است، تا جان مرا تا قطره آخر بمكد و بي‌خويشي در رگ‌هايم جاري كند."

آخرين روز آخرين ماه پاييز اما بي‌رحمانه همچنان برگ‌هايي را از درخت هنر ايران جدا مي‌كرد.

ناصر عبداللهي، خواننده‌ و آهنگساز 29 آذر ماه در سن 37 سالگي به ديار باقي شتافت. او به دليل از كار افتادن كليه‌ در بيمارستان بستري شد؛ به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و با انتقال به تهران درگذشت.

عبداللهي اهل بندرعباس بود و تحصيلاتش را هم در همين شهر گذراند و فعاليت‌هاي هنري خود را از سال‌هاي نوجواني در صدا و سيما و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و امو تربيتي استان هرمزگان آغاز كرد.

برادر بزرگش - محمدطيب عبداللهي، رضا روضه خوان و احمد تهدي از جمله استادان او بودند. او سال 1375 از بندر عباس به تهران آمد و با خوانندن ترانه‌اي به نام "ناصريا" به شهرت مردم دست يافت. آلبوم‌هاي "عشق است "، "دوستت دارم "، "غزلك" و "بوي شرجي" از او به يادگار مانده است. او هم‌چنين ترانه‌هايي را درباره ائمه‌ي اطهار (ع) اجرا كرده كه از معروف‌ترين آن‌ها مي‌توان به "يا فاطمه بنت نبي" اشاره كرد.

زمستان 85 اما با در خاك كشيدن هفت دهه قلم‌زني ايران همراه شد.

استاد حسن خواجه شيراني، قلمزن نامي ايران، 79 سال پيش در محله مسجد جامع اصفهان چشم به جهان گشود و در اوج ناباوري به‌دليل عوارض ناشي از سكته‌ي مغزي 11 دي‌ماه در تهران درگذشت.

اين استاد اصفهاني كه شاهكارهاي دست او بر در و ضريح حرم مطهر اميرالمومنين (ع)، امام حسين(ع)، حضرت عباس (ع) و امام موسي کاظم (ع)، ماندگار شده است، بيش از 30 سال پيش راهي عراق شد و با اقامتي چند ماهه ضريح و حرم ائمه‌ در كربلا، سامرا و نجف اشرف را قلم‌زني كرد. شيراني 70 سال آثار شاخصي را در سبك‌هاي مختلف قلم‌زني از سلجوقي، اسليمي، خطايي تا گل‌ومرغ و شاه‌عباسي و قجري، بر سينه فلز حك كرده است. آثارش در موزه‌هاي مختلف تهران و اصفهان و اسپانيا و فرانسه، مالزي نگهداري مي‌شوند.

ده روز بعد، آخرين بازمانده‌ي نقاشي قهوه‌خانه‌اي بر ديوار حك شد.

حسن اسماعيل‌زاده معروف به استاد چليپا، يكي از آخرين بازماندگان نسل هنرمند نقاشي قهوه‌خانه‌يي ايران، 21 بهمن ماه امسال و در سن 82 سالگي ، به‌خاطر عوارض ناشي از كهولت سن در تهران درگذشت.

استاد حسن اسماعيل‌زاده - چليپا -، در سال 1303 در شهر زنجان متولد شد و در هفت سالگي مادرش او را به شاگردي به استاد محمد مدبر سپرد. او تابلوهاي بسياري در زمينه‌ي حماسه‌هاي مذهبي، ملي و موضوع‌هاي رزمي و بزمي کشيده است. در آثار اسماعيل‌زاده، رنگ‌هاي تلخ و تيره مانند قهوه‌يي بيش از رنگ‌هاي ديگر به‌چشم مي‌خورند.

وي مدت‌ها بود به‌خاطر ضعف بينايي در خانه‌اش طراحي مي‌كرد و تا پايان حياتش، برپايى نمايشگاه‌هاى متعدد انفرادى و شركت در چند نمايشگاه جمعى داخلى و خارجى از جمله نمايشگاه‌هايى در خانه‌ي آفتاب، موزه‌ي هنرهاى معاصر تهران، نگارخانه‌ي سعدآباد، فرهنگسراى ارسباران، خانه‌ي هنرهاى ايرانى، موزه‌ي نقاشى پشت شيشه، فرهنگسراى نياوران، مجموعه‌ي فرهنگى هنرى صبا، فرهنگسراى بهمن، فرهنگسراى خاوران و يك نمايشگاه جمعى در آلمان را در كارنامه‌ي كاري‌اش ثبت كرد.

بهمن‌ماه اما پرويز ياحقي، نوازنده‌ي پيشكسوت ويولن را در سن 79 سالگي با خود برد.

اين هنرمند عرصه موسيقي، قطعات زيباي ويولن را در آهنگ‌هاي گل‌ها به‌جاي گذاشته است.

پرويز ياحقي در طول 60 سال حيات هنري‌اش در احياي هنر موسيقي اصيل و سنتي ايران و زنده‌كردن گوشه‌هاي غني دستگاه‌هاي آن و نماياندن نقش ويولن در ساز سلو و تك‌نوازي، سبكي ابتكاري و بديع داشته و سهم چشم‌گيري را از اين سبك به‌خود اختصاص داده است.

از شاهكارهاي اين هنرمند خلاق، ساختن و اجراي چهار مضراب‌هاي مختلف در قطعات موسيقي ايران است و چيره‌دستي او در هنر آهنگ‌سازي و تنظيم اركستر براي آهنگ‌هاي ايراني كه در طول بيش از 25 سال اخير، موثرترين و شيواترين ترانه‌ها و قطعات آهنگين را از خود به يادگار گذاشته است.

"پرويز صديقي پارسي" معروف به پرويز ياحقي در سال 1315 شمسي در تهران خيابان صفي‌علي‌شاه تولد يافت و پدرش از مردان تحصيل‌كرده زمان خود بود. او كه در دوران كودكي نزد دايي‌اش زندگي مي‌كرد، هنرمندي خود را مديون استاد حسين ياحقي است. پرويز ياحقي از اوان كودكي و نوجواني با اساتيد موسيقي چون ابوالحسن صبا، مرتضي محجوبي، علي‌اكبر شهنازي وغيره آشنا شد و به مدت دو سال نزد استاد صبا به فراگيري رديف‌ها اشتغال يافت.

او به‌عنوان نوازنده خردسال در برنامه‌هاي راديو، قطعاتي را اجرا كرد و تا 18 سالگي همكاريش با راديو ادامه داشت.

محمد بهارلو، نوازنده‌ي پيشكسوت ويلن هم بهمن ماه امسال بر اثر عارضه قلبي درگذشت.

مرگ زودهنگام خالق رازها، نشانه‌ها و استعاره‌ها هم جامعه‌ي هنرهاي تجسمي و اهالي ادبيات را اندوهگين كرد.

عليرضا اسپهبد، هنرمند نقاش و گرافيست معاصر، صبح يكي از روزهاي اسفندماه با ايست قلبي در تهران درگذشت.

دلتنگي، انزوا و چيره‌دستي اين هنرمند نقاش معاصر طي سالهاي اخير او را مجبور كرد كه هنوز پنجمين دهه‌ي زندگي‌اش را به‌نيمه نرسانده با ايست قلبي به آن بدرود بگويد.

در انبوه مخابره‌ي اخبار پايان سال، خبر آوردند كه رسول ملاقلي‌پور پنج‌شنبه 15 اسفند كه براي نوشتن آخرين فيلم‌نامه‌اش - عصر روز دهم در شمال كشور به‌سر مي‌برد، به‌دليل عارضه‌ي قلبي درگذشت. مرگ او جامعه‌ي سينمايي و فرهنگي كشور را با بهت و حيرت مرگ روبرو كرد.

كارگردان ميم مثل مادر، متولد 1334 بود و آخرين ساخته‌ي وي با نام "ميم مثل مادر" از فيلم‌هاي مطرح اكران شده بود. فيلم‌هاي كوتاه او "شاه كوچك"، "فتح‌المبين" و "سقاي تشنه لب" است. "پرواز در شب"، "بلمي به‌سوي ساحل"، "افق"، "سفر به چزابه"، "تا آخرين نفس"، "كمكم كن"، "قارچ سمي"، "مزرعه پدري"، "هيوا"، "ميم مثل مادر"، "نسل سوخته" از جمله آثار بلند سينمايي اوست.

سال به پايان نرسيده كه همين روزهاي آخر هم خبر رسيد كه خسرو شايگان، پيشكسوت 74 ساله‌ي دوبله‌ي ايران 20 اسفند ماه درگذشت. او مدت ها در بستر بيماري سرطان به‌سر مي‌برد. وي كارشناس رشته ادبيات فارسي بود اما كار حرفه‌يي دوبله را از سال 1336 آغاز كرده بود. بازي در تئاتر از 1334، بازي در سينما 1347( گناه مادر) از فعاليت‌هاي ديگر وي بوده است. فيلم‌هاي بيلياردباز، کازابلانکا، بدنام، هفت دلاور، قصر يخ، سريال گرگ‌ها، سال‌هاي دور از خانه، مدير دوبلاژ سري فيلم‌هاي دي دي و يک قتل کوچک در كارنامه‌ي دوبله‌هاي او ثبت شدند.

اين سال گذشت، اما به‌گفته‌ي بزرگي " ... دنيا يك‌ آزمايشگاه‌ بزرگ‌ است،‌ در آزمايشگاه‌ بايد بيشتر فكر كرد، نه‌ تماشا."

نظرات ()



 
نویسنده: امید - جمعه ۱٠ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: نامه ی کنفدراسیون فوتبال آسیا به دادگاه عالی ورزش در مورد استقلال ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٠ فروردین ۱۳۸٦

پس از ابلاغ راي دادگاه بين المللي ورزش(CAS) در زمينه برگشت استقلال به ليگ قهرماني باشگاههاي آسيا به كنفدراسيون فوتبال آسيا(AFC) اين كنفدراسيون در تاريخ 22 مارس با ارسال نامه اي به دادگاه بين المللي ورزش با پذیرش حکم CAS،درخواست فرصت کرد.

به گزارش خبرنگار بازتاب AFC در این نامه با بيان اين مطلب كه اعتبار پنج دهه فعاليت آنها در قاره آسيا و تصوري كه آنها از خود در اين قاره ساخته اند از بين ميرود از دادگاه بين المللي ورزش درخواست نموده اند كه راي اوليه دادگاه كه در تاريخ 20 مارس صادر گرديده با راي نهايي دادگاه كه قرار است تا يك ماه ديگر ابلاغ گردد به هم وصل شده و در آن تلريخ اجرا گردد.
تصوير نامه كنفدراسيون فوتبال آسيا كه به دادگاه بين المللي ورزش ارسال شده است نماينگر ضعف اين كنفدراسيون در برابر راي دادگاه بين المللي ورزش ميباشد كه در آن كنفدراسيون اعلام نموده كه قاره آسيا قاره پنهاوري ميباشد و در اين قاره به دليل بعد مسافت و همچنين عدم تهيه بليط و امكانات برگزاري مسابقات كنفدراسيون فوتبال آسيا را با مشكلات زيادي روبرو خواهد نمود و سزمايه هاي فراواني را از كنفدراسيون آسيا ضايع خواهد نمود.
آين كنفدراسيون در ادامه نامه خود اعلام نموده است با احترامي كه به راي صادره ميگذارد با توجه به اينكه شركاي تجاري خود را از دست خواهد داد و همچنين ضررهاي فراواني به آنها وارد ميگردد و سرمايه هاي هنگفتي از اين كنفدراسيون به هدر ميرود لذا اين راي با راي نهايي قابل اجرا باشد.

از آنجا كه كنفدراسيون فوتبال آسيا مسابقات اين قاره را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم نموده است بعد مسافت و همچنين امكان تهيه بليط براي كشورههاي مانند كويت و عربستان و حتي ازبكستان مشكل نميباشد.
اين در حاليست كه تمامي قراردادهاي تجاري در ماه ژانويه و فوريه كه برنامه مسابقات به تيمها اعلام گرديد و همچنين گروه بندي مسابقات اعلام شده است انجام پذيرفته و خارج نمودن تيم ايران 11 روز پيش از آغاز مسابقات عملا به اين قراردادها لطمه وارد مينمايد و مهمترين لطمه آن نيز محروم نمودن هفتاد ميليون نفر از تماشاي مسابقات و همچنين عدم پخش حتي آگهيهاي كنار زمين كه متعلق به كنفدراسيون فوتبال آسيا ميباشد لطمه اصلي را به اين كنفدراسيون وارد مينمايد.

گفتنی است اين چنين دلايل واهي و همچنين تناقضات فراوان آئين نامه و اساسنامه كنفدراسيون فوتبال آسيا كه برگ برنده ايران در دادگاه بين المللي ورزش بوده است شرايط را بنحوي نشان ميدهد كه مديريت كنوني كنفدراسيون فوتبال آسيا دچار مشكلات فراوان مبيباشد كه هرچه سريعتر براي آن اقدام عاجلي بايد نمود و تغييرات ساختاري را در آن ايجاد كرد

نظرات ()



:: فنگ شوئی ۱۸۸ ::
نویسنده: امید - جمعه ۱٠ فروردین ۱۳۸٦
  • در منزل شما به کدام سمت باز می شود؟

این جهت چه معنایی دارد؟

  • شرق: رشد  بالندگی  سلامتی و خلاقیت به درون راه می یابد.
  • جنوب شرقی: تاکید واضح و آشکار بر سرمایه!
  • جنوب: موفقیت مالی  شادکامی و رفاقت.
  • جنوب غربی: روابط. بد نیست بادنمائی بالای در نصب کنید تا مریضی دور شود.
  • غرب: جریان آرام و مداوم انرژی با فرصت های مناسب به راحتی وارد می شود.
  • شمال غربی: ساکنان این خانه ساعی  پرانرژی و عاشق سفراند.
  • شمال: کامرانی وارد می شود اما امکان ورود انرژی سرد که تاثیری رخوت آمیز دارد هم وجود دارد.
  • شمال شرقی: دانش  تحصیلات و روح پیشینیان به راحتی وارد می شوند. با نصب آئینه ی  با-گوا  از خودتان محافظت کنید.
نظرات ()



 
نویسنده: امید - پنجشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٦

نظرات ()



:: ۱۵۰۰ بازديد ::
نویسنده: امید - پنجشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٦

سلام

هزار و پانصدمین بازدید

مبارک.

اگه دوست داشتنن منو لینک کنین.

منم شما رو لینک میکنم.

نظرات ()