کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
بنوش جام صبوحی به ناله ی دف و چنگ
ببوس غبغب ساقی به نغمه ی نی و عود
به دور گل منشين بی شراب و شاهد و چنگ
که همچو روز بقا هفته ای بود معدود
شد از خروج رياحين چو آسمان روشن
زمين به اختر ميمون و طالع مسعود
ز دست شاهد نازک عذار عيسی دم
شراب نوش و رها کن حديث عاد و ثمود
جهان چو خلد برين شد به دور سوسن و گل
ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود
چو گل سوار شود بر هوا سليمان وار
سحر که مرغ در آيد به نغمه ی داود
به باغ تازه کن آئين دين زردشتی
کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود
بخواه جام صبوحی به ياد آصف عهد
وزير ملک سليمان عماد دين محمود
بود که مجلس حافظ به يمن تربيتش
هر آنچه را طلبد جمله باشدش موجود.

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ی ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
پيامبر اسلام از بدو ولادت در هيچ قالبی قرار نگرفت ولی خود قالب ساز بود.
خواندن و نوشتن نمی دانست تا اسير مکاتب و فلاسفه گوناگون نشود.
پدر نداشت تا اسير ابعاد روحی او نگردد.
از مادر دور ميشود تا دلبسته ی محبت و نوازش های مادر نگردد و روحی محکم پيدا کند.
يا حق

ايران سرور جهان
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم ..
دوستان عزيز
تکميل چرخه ی تولید سوخت هسته ای در ايران را به شما
تبريک می گويم.
نوميد مشو اميد ميدار ای دل
در غيب عجايبست بسيار ای دل
گر جمله جهان قصد به جان تو کند
تو دامن دوست را به مگذار ای دل
***
ياحق
یک مرتبه ی دیگه؛ امروز لطف خداوند بلند مرتبه شامل حالم شد.
۴ روز پیش روی بی تجربه گی فرصتی رو که واقعا بی نظیر بود از دست دادم.
تمام راه هائی رو هم که میدونستم برای جبران واقعا تاریک و انتهائی نامعلوم داشت.
تنها راه روشن امید به لطف خدا بود. امیدم از دست ندادم دعا کردم. نذر کردم و وارد همان راه هائی شدم که حقیقتا روشن نبود.
اما لطف خدا شامل حالم شد و سعی ام بی نتیجه نماند.
این واقعه ایمانمو به خدا محکمتر کرد.
نمیدونم چی بگم.
هنوز مست مستم... .
***
زان دم که تو را به عشق بشناخته ام
بس نرد نهان که با تو انداخته ام
بخرام تو سرمست به خرگاه دلم
کز بهر تو این خانه بپرداخته ام
***
خدايا
کيست که طعم محبتت را چشيد و جز تو کسی را آرزو کرد؛
کيست که به نزديک تو مقام گرفت و لحظه ای رويگرداندن توانست.
خدايا
ما را از آنانی قرارده که به دوستی خود برگزيده ای
و به عشق و محبت خود خالصشان کرده ای
و مشتاق ديدارشان ساخته ای
و به خواست خود خشنودشان نموده ای
و نعمت ديدار دا عطاشان کرده ای
در مقام رضايتشان نشانده ای
و در غربت و تنهائی در پناهشان گرفته ای
و در جوار خود به عالم راستی و حقیقت جایگاهشان بخشیده ای
و به شناخت خود معرفتشان داده ای
و سزاوار پرستششان کرده ای.
دلباخته ی محبت و برگزيده ی شان ساخته ای
و به يکباره رويشان را به سوی خود آورده ای
و قلبشان را از هرچه غير دوستی توست خالی کرده ای
و به آنچه که در نزد توست اشتياق بخشيده ای.
***
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
تا ريشه در آبست اميد ثمری هست
***
زندگی در صدف خويش گهر ساختن است.
زندگی يعنی اميد و حرکت.
اهدای خون سالم
اهدای زندگی سالم

کاروان راهيان نور - شلمچه
ديدار وزير امور خارجه ی گينه با رئيس جمهور
مرغ دريائی - دريای مرمره ی ترکيه

رئيس انجمن حمايت از حيوانات استان تهران گفت: طرح عقيمسازي گربهها با هدف كنترل جمعيت آنها بزودي در سطح شهر تهران اجرا ميشود.
دكتر سيدجاويد آل داوود، روز دوشنبه در گفتوگو با ايرنا افزود: اجراي اين طرح در مراحل مقدماتي به صورت يك دوره يك ساله از پايان فصل توليد مثل گربهها(خرداد ماه سال جاري) آغاز ميشود.
وي اظهار داشت: در اين طرح كه گربههاي نر و ماده نيمه اهلي و خياباني را شامل ميشود، گربهها در يك كلينيك مخصوص در تهران با روش جراحي عقيم شده و پس از علامتگذاري به مناطق خود بازگردانده ميشوند.
وي افزود: جمعآوري گربهها از سطح شهر از طريق تورهاي مخصوص توسط نمايندگان انجمن و نيز كمك مردمي صورت ميگيرد.
عضو هيات علمي دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران، گفت: با توجه به اين كه هر گربه در شرايط مطلوب ميتواند سالانه دو بار توليد مثل كرده و در هر نوبت چهار يا پنج بچه گربه بهدنيا آورد، بنابراين عقيمسازي يكهزار گربه در سال اول از توليد حدود پنج هزار بچه گربه جلوگيري ميكند.
آل داوود تاكيد كرد: بر اين اساس، در سالهاي بعد با ضرايب تصاعدي تعداد گربهها در تهران كاهش مييابند.
وي به تعداد گربهها در سطح تهران اشاره كرد و افزود: اكنون بيش از ۵۰ هزار گربه در سطح تهران وجود دارد كه از اين تعداد بيش از ۲۰هزار گربه را گربه خياباني و ولگرد شامل ميشود.
رئيس انجمن حمايت از حيوانات گفت: با توجه به اين كه اين امر زير نظر دامپزشكان متخصص صورت ميگيرد از گربههاي مورد جراحي قرار گرفته نمونههاي مختلف اخذ و نژادهاي اصيل ايراني شناسايي شده و از نمونههابراي خالص كردن نژاد ايراني استفاده ميشود.
وي افزود: نمونهگيري به منظور ايجاد مجموعه كاملي از اطلاعات علمي و بانك ژنتيكي زنده از نژاد گربههاي ايراني صورت ميگيرد.
آل داوود يادآورشد: گزارش سالانه اجراي اين طرح در تهران بهمراكز ذيربط همچون وزارت كشور،شهرداري، وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي ونيز سازمان دامپزشكي ارايه ميشود تا در صورت تمايل براي هماهنگي و تداوم اين طرح داوطلب شوند.
اين طرح توسط انجمن حمايت از حيوانات استان تهران و با همكاري جامعه جهاني حمايت از حيوانات بهصورت مقدماتي براي كنترل جمعيت گربهها در تهران و از طريق عقيمسازي صورت ميگيرد.
***
:: کشور يک هفته ی ديگر هم تعطيل است ::
سالهاست که همه از کثرت تعطيليها در اين کشور اظهار نگراني ميکنند. اما اين که تصور بفرماييد کسي از امراي کشوري و لشکري و مجلسي در اين زمينه کار جدي کرده است، معلوم ميشود که حضرت عالي هم در تعطيلي به سر ميبريد.
سال گذشته، مجلس تصميم داشت چند روزي را از فهرست تعطيليها خارج کند. اما صداي کساني که به نوعي با برخي از آنها دلبستگي داشتند درآمد و کار به مصلحت انديشيهاي کشيده شد و هيچ اقدامي صورت نگرفت. و البته گناهش گردن همانها.
از تعطيليهاي پراکنده که بگذريم، نوبت به عيد نوروز ميرسد. اين عيد نوروز واقعا از اين جهت به يک مشكل تبديل شده است. چه کسي است که نداند غالب جاها بيست روز تعطيل است و بدتر از همه مراکز دانشگاهي است که يک ماه تمام در تعطيلي به سر ميبرد.
اگر قبول نداريد، همين امروز که روز چهارده فروردين است سري به دانشگاه تهران بزنيد و ببينيد آيا کسي در دفتر کارش حاضر است يا نه. حتي اگر انگشت شمار باشند، باز تعطيل در تعطيلند. چون همه کارها به هم بستگي دارد. فرض بفرماييد چهار نفر هم بيايند، چه خاصيتي دارد.
جالب است که تا چند روز پس از سيزده هم، بدان جهت که افراد از اين اتاق به آن اتاق سرکش ميکشند تا تبريک نوروز را بگويند و شيريني تناول فرمايند و سايه دست بالاتر را بالاي سر خود در طول سال تضمين کنند، باز يک هفته ديگر هم تعطيل است.
در اين ميان، مصيبتبارتر از همه، مراکز دانشگاهي است که چشم و چراغ اين مملکت است. از دو هفته قبل از عيد نوروز يا في الجمله تعطيل است، يا بالجمله. بعد از عيد هم واي اگر روز سيزدهم به شنبه بيفتد، چه رسد به آن که يکشنبه و... باشد. آن هفته يکسره تعطيل است. يعني درست يک ماه مراکز علمي ما که بايد اين مملکت را تغذيه علمي کنند، تعطيل هستند.
هر سال هم که از خرداد کم ميکنند و زودتر امتحانات را برگزار ميکنند و همه دانشگاهيان ميدانند که ترم دوم دانشگاه يعني کشک. آن هم کشک بدمزه و بيخاصيت. اگر ده هفته درس باشد، واقعا بايد به آن مرکز دانشگاهي تبريک گفت.
مدارس هم که جاي خود دارد. يکي دو هفته به پايان سال اکثر معلمين دانش آموزان را تشويق ميکنند تا تعطيل کنند و خيال همه را راحت. هزار هزار شاهد بر اين مدعا وجود دارد و نمونه اش بچه بنده و سرکار که همين الان صدايش بزنيد و بپرسيد.
بعد از بازگشت از تعطيلي هم، بسياري از پدر و مادرها دير بر ميگردند و بچهها تا دو سه روز باز در تعطيلي به سر ميبرند.
بدتر از همه اين است که اگر کسي هم بخواهد کاري در اين ايام انجام دهد و مثلا مثل بقيه تعطيل نباشد، چون ميداند همه جا تعطيل است، به اجبار بايد کارش را تعطيل کند. بنابراين اميدي به اين قبيل افراد هم نيست.
بگذريم که آثار اين تعطيلي به بهانه آخر سال و اول سال و حسابرسي سالانه و غيره گاه به بيش از اينها ميرسد و بسياري از مراکز به شما خواهند گفت که «برو انشاءالله بعد از تعطيلات بيا»! آن هم نه سيزدهم و چهاردهم بلکه بعد از بيستم تا ببينم براي شما چه کار ميتوانم بکنم.
دست مريزاد به بانکها که به ضرورت پول رساني به مردم يکسره مشغول کار بودند. به هر بهانهاي بود تعطيلي آنان اندک بود و مردم دعاگوي آنها.
دست آخر به شهرستانيهايي که تهران کار دارند، عرض ميکنم دست کم يک هفته بعد از تعطيلات دنبال کار خود بياييد. چون فرضا که در چهار اتاق در اداره مورد نظر باز باشد، اما از چهار نفر يکي دو نفر سرکارند و شما اگر بياييد سرکار خواهيد ماند.
***
::مرادی اسير بازی های سياسی ::

در پي اعلام ليست 23 نفري داوران انتخاب شده براي قضاوت در جام جهاني 2006 آلمان نامي از مسعود مرادي نبود و حتي در ليست داوران ذخيره هم تنها نام القمدي از عربستاني وجود داشت. هوشنگ نصيرزاده كارشناس ارشد داوري فوتبال ايران در گفتگو با بازتاب دلايل حذف مرادي از قضاوت جام جهاني را بيان كرده است.
بازتاب : آقاي نصيرزاده چرا مسعود مرادي انتخاب نشد ؟
نصيرزاده : در واقع فاكتورهاي متعددي براي ذهنيت سازي ما براي عدم انتخاب مرادي وجود دارد. برخي به مشكلي بر مي گردد كه خود مسعود مرادي براي پر كردن فهرست قضاوت هاي خودش داشت. ايشان در سال 2005 كه 18 ماه قضاوت مبناي انتخاب داوران جام جهاني بود. در 2 مورد عدم كفايت كمك داوران موجب شد كه او نتواند موقعيت داوري داشته باشد. مثلا يك مورد در مسابقه هاي جام باشگاه هاي جهان در ژاپن بود كه كمك داور قطري به دليل عدم كفايت لازم نتوانست از عهده آزمايش هاي بدني برآمده و حذف اين كمك داور قطري موجب شد تا تيم مسعود مرادي به طور كامل از آن مسابقه ها كنار گذاشته و بدون قضاوت از ژاپن به ايران بازگشت.
مرادي بعد در اجلاس فرانكفورت شركت كرده كه در اواخر سال 84 برگزار شد و حتي آن جا تحت آزمايش هاي ETT قرار گرفت و از همه اين آزمون هاي جسماني موفق بيرون آمد. ولي همانطور كه در بخشنامه 31 مارس فيفا اعلام شد بعد از مدت ها مباحث مشكل در فيفا به اين نتيجه رسيده اند كه از بين اين 44 داور تنها 23 داور از 23 كشور انتخاب شوند كه مسعود بنا به ملاحظاتي كه ما حدس مي زنيم :
1.كمبود قضاوت در فهرست سال 2005
2.نداشتن كرسي در كميته داوران كنفدارسيون فوتبال آسيا
3.عدم حمايت لازم مناسب از وي
4. برخي ملاحظات منفي سياسي كه فيفا با ظرافت آن را اجرا كرد موجب شد كه مسعود مرادي در اين ليست براي قضاوت در آلمان قرار نگيرد.
از نظر قابليت و توانمندي بين مسعود مرادي و دو داور ديگر آسيايي شك ندارم و حتي بسيار تعجب كردم كه القمدي از عربستان را براي داور رزرو آسيا انتخاب كردند ولي نامي از مسعود مرادي نيست و بي شك ملاحظات منفي ديپلماسي در كار بود كه موجب شد مرادي در جام جهاني حضوري نداشته باشد.
بازتاب : منظور شما اين است كه ماجراي فشار آمريكا براي نيامدن اوكراين به ايران براي بازي با تيم ملي در اين موضوع موثر بود ؟
نصيرزاده : بله اين موضوع درست است چون حتي ما براي بازي استقلال و پرسپوليس هم نتوانستيم داوران اروپايي بياوريم و به ناچار از داوران آسيايي استفاده كرديم. به نظر مي رسد برخي فشارهاي مختلف وجود دارد كه با ظرافت به مسايل مختلف مثل اين مورد وارد مي شود.
بازتاب : مسعود مرادي از حيث داوري در چه سطحي است ؟
نصيرزاده : توجه كنيد كه تشكيلات داوري آسيا كه ما نماينده خاص و آن چناني در آن نداريم مسعود مرادي را به عنوان داور برتر در سال 2004 آسيا انتخاب كرده و به عنوان داور برجسته شناخته شده در آسيا مطرح بود و حتي در كشور خودمان هم به عنوان داور اول به حساب مي آمد.
در وانفساي داوران كوتاه قد آسيايي اين داور خوب كشورمان از فاكتور قد بسيار خوبي بهره مي برد و به خوبي مي شود روي او حساب كرد. خيلي براي من جالب بود كه تمام داوران انتخاب شده اين دوره جام جهاني هم از سطح قد بسيار خوبي برخوردار هستند. جالب است بدانيد كه داور مشهور ايتاليايي روبرتو روزتي هم به سرنوشت مسعود مرادي دچار شده چون در اين قاره هم چند داور سطح اول حضور داشته ولي چون از هر كشور فقط يك داور مي توانستند در جام جهاني حاضر شوند او هم حذف شد.
بازتاب : الان مسعود مرادي حذف شد و اين موضوع براي خودش هم قابل پيش بيني بود. فشارهاي قبل از اين انتخابات در فوتبال ايران روي مرادي موثر بود ؟
نصيرزاده : بله. با آوردن نام مسعود مرادي به عنوان كانديد داوري در جام جهاني سطح توقعات عمومي جامعه و به خصوص فوتبال از قضاوت ايشان بالا رفت و طوري شد كه تيم ها حاضر نبودند يك جا به جايي اوت ساده را از اين داور طراز اول قبول كنند. به همين دليل يك فشار رواني بسيار زيادي به او وارد شد و براساس اطلاعات دقيقي كه از روحيه او داشتند به او موضوع واقف بودند كه اگر مباحث به حاشيه برود او توانايي مقابله با مسايل حاشيه اي را ندارد و حتي در حين مسابقه هم دچار حاشيه خواهد شد.
متاسفانه مصاحبه هاي خيلي تندي بر عليه او شد و همين موارد موجب شد كه ما به اينجا برسيم كه يك نماينده خوب در آلمان نداشته باشيم. ولي فكر مي كنم كه منتقدين زياد مقصر نباشند و نمي شود همه گناه را به گردن منتقدين انداخت.
بازتاب : كميته داوران فدارسيون فوتبال چقدر در انتخاب يا عدم انتخاب مرادي نقش داشت ؟
نصيرزاده : اين آقايان موارد تاثيرگذاري براي انتخاب فيفا نيستند ولي كتمان نمي كنم كه حضور افراد با نفوذ در تشكيلات داوري آسيا و جهان و رفتن وصحبت كردن با مقامات بلند پايه فيفا براي انتخاب خيلي تاثير داشته به حدي كه نگارش ليست 23 نفره نشان مي دهد با فشارهاي بسيار زياد از اين طرف و آن طرف اين داوران انتخاب شدند كه خودشان هم در ابتداي متن به بسيار مشكل بودن مباحث اشاره كرده بودند.
بازتاب : مسعود مرادي چند سال دارد و آيا احتمال رسيدن به جام جهاني بعدي دارد يا نه ؟
نصيرزاده : اجازه بدهيد از كتاب اطلاعات داوري سال 2005 ببينم. مسعود مرادي متولد 22/8/1965 است و 36 سال دارد و شانس براي جام جهاني ديگر دارد. چون در اين ليست بوده و اگر مراعات كند احتمال دعوتش در جام جهاني ديگر زياد است. البته به موضوع جالبي اشاره كرديد چون من فكر مي كنم دنيا براي مسعود مرادي به آخر نرسيده و زندگي براي مسعود مرادي جريان خواهد داشت و او مي تواند براي دوره بعد در جام جهاني قضاوت كند.
بازتاب : قبول داريد حاشيه فوتبال ايران اگر اندكي خويشتن داري مي كردند اين اتفاقات رخ نمي داد ؟
نصيرزاده : بي شك قبول دارم.
برگرفته از سایت بازتاب.
عاقل آن است
که
باجاهل بردباری کند و از ستمگر در گذرد و با زيردستان تواضع کند و از بزرگان در کار نيک سبقت جويد و هنگام سخن گفتن نیک بیندیشد
اگر سخن نیک است بگوید و غنیمت برد و اگر بد است خاموشی گیرد و سالم ماند.
نبی اکرم (ص)
گرچه نوروز به پايان رسيد
ولی
هر روزتان نوروز نوزوزتان پيروز

اهریمن زلزله انگار دست از سر ایران بر نمی داره.
البته همه ی ما میدونیم که ایران روی کمربند زلزله ی جهانه
ولی وظیفه ی ما چیه؟
مسئولان محلی گفتن اعتبارات مقاوم سازی ساختمان ها سر وقت دریافت نشده.
تا کی ؟؟؟
واقعيت امسال من نتونستم فيلمای تلويزيون رو کامل ببينم.( البته فکر ميکنم چيزی هم از دست ندادم.) امروز فيلم چارليو ديدم. از قبلم يه چيزايی راجع بهش خونده بودم و تيزرهاشو جاهای مختلف ديده بودم.
برام جذاب بود.
ولی به نظر من که حرفی واسه گفتن نداشت جز در آخرين لحظات و اونم ارزش گذاری به جايگاه خانواده.
حقيقتا يه فيلم درجه ۳ بود.
البته دوستان خرده نگيرن که جلوه های ويژه ی محشری داشت.
شايد درس باشه ولی متن فيلم اصلا جذاب نبود.
حتی به نظرم برای بچه ها.
شايد نسخه ی اصلی چيز ديگه ای باشه.
همين.
پيامبر گفت:
شادی های شما همان غم های شماست که نقابش را برداشته است.
و چاهی که خنده هايتان از آن می جوشد
همان است که از اشک هايتان پر شده است.
و چگونه جز اين تواند بود؟
هر چه غم ژرفتر وجود شما را می کاود گنجايشی فراختر برای شادی خواهيد داشت.
آيا سبوی شرابتان همان سوخته جانی نيست که از کوزه ی کوزه گران بيرون آمده است.
و آيا آن عود که آهنگش جان شما را می نوازد
همان چوبی نيست که دلش را با تيغ تيز تهی کرده اند؟ ...
و همانا که تو چون دو کفه ی ترازو ميان شادی و غم آويخته ای.
و تنها هنگامی که به کلی تهی باشی دو کفه در حال توازن کنار هم خواهند بود.
اما وقتی که خزانه دار هستی تو را برميدارد تا زر و نقره ی خويش را بسنجد
در آن هنگام به ناچار دو کفه ی غم و شادی تو بالا و پايين می رود.
برگرفته از کتاب (( پيامبر)) اثر جبران خليل جبران و ترجمه ی حسين الهی قمشه ای.
چنان عاشقی که معشوقش را
از صميم دل می خواهد.
همچون آزمندی
که در حسرت طلاست.
همانند کودکی که
در تمنای مادر گم کردهاش می باشد.
شری راما کريشنا
برگرفته از وبلاگ صوفیانه ها.

در تاریخ آمده است که وقتی مامون از امام رضا علیه السلام خواست که ولیعهدی اورا بپذیرند، در پاسخ فرمودند به شرط آنکه در امور حکومتی دخالتی نداشته باشم تا شریک ظلم حکومت نباشند.
شهادت امام رضا علیه السلام به همه بخصوص بر ایرانیان تسلیت باد.
برگرفته از سایت محمد علی ابطحی.
يا حق
سلام
سالروز رحلت پيامبر رحمت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن مجتبی تسليت باد.
امروز ميخوام تا جائی که امکانش باشه سخنان پيامبر رو براتون نقل کنم.
امیدوارم مفيد باشه.
***
با مردم در اخلاقشان مخالط باشيد
و در اعمالشان مخالف.
***
دو خصلت است که بهتر از آن چيزی نيست
ايمان به خدا
و
مفيد بودن برای مردم.
***
دو چيز است که غالب مردم بدان دل بسته اند
سلامت
و
فراغت.
***
پنج چيز از مصائب دنياست
مرگ دوست
و
از ميان رفتن مال
و
شماتت دشمن
و
ترک دانش
و
زن بد.
***
شراب مجموعه ی گناهان است.
***
بهترين شما کسيست
که برای کسان خود بهتر باشد.
***
بهترين شما کسيست
که به خيرش اميد توان داشت
و
از شرش امان توان يافت.
***
بهترين شما کسيست
که خدايش ياری کند تا بر نفسش مسلط شود.
***
بهترين جوانان
کسی است که به روش سالخوردگان رود
و
بدترين سالخوردگان
کسی است که رفتار جوانان را تقليد کند.
يا حق
سلام
امروز به احتمال زياد به مسافرت ميرم و تا چند روزی نمی تونم بلاگو به روز کنم
اجالتا از پيامبر اکرم (ص) حديث و سخنی ياداشت می کنم
اميدوارم بکارگيريم.
با نيکان مجالست کن
که اگر خوبی کردی
تو را ستايش کنند
و اگر خطا کردی
با تو به سختی رفتار نکنند.
به اميد ديدار
ده روز از محرم می گذشت. آن روز از آسمان آتش می باريد خورشيد بی رحمانه می سوخت و می گداخت. چند روزی بود که سپاه دشمن آب را به روی حسين و يارانش بسته بود. سينه ها سوزان و لب ها خشک و چهره ها درهم و ناراحت بود. دشمن در هر موقعيتی که به دست مي آورد ياران صديق و جانباز حسين را نابود می کرد.
هنگامی که نوبت به پير روشن ضمير و آزاد مرد ما انس رسيد آهسته و با تانی به پيش حسين آمد و اجازه ی نبرد گرفت. با دستمالی ابروان سپيد و پرپشتش را به روی پيشانی بست تا جلو ديدش را نگيرد. آن گاه شالی محکم بر کمر بست. در همين حال حسين با چشمانی اشک آلود به او نگاه کرد و فرمود: ((ای پير بزرگ اميدوارم پروردگار از تو و مجاهدت . پايداری تو خشنود گردد)). انس سرش را به سوی حسين برگرداند و در چشمان رهبر بزرگ و عالی قدرش نگريست و با واپسين نگاه خويش با حسين سخن ها گفت. از اين که می بايست از رهبر بلند مرتبه اش دور شود اندوهگين و غم زده بود اما از سويی چون می رفت تا دهان ستمگر را درهم کوبد و به خاطر دفاع از آيين پيامبر بزرگ و فرزند رشيد و برومند او حسين در خاک و خون تپيد در خود شوری بی اندازه احساس می کرد.
انس مردانه با شمشير آخته به سوی ميدان نبرد می رفت و نگاه تشکرآميز حسين او را بدرقه می کرد. پيکار داد بود و بيداد و مبارزه ی حق بود و باطل و در اين ميدان تنها مرگ به روی پيکارگران سنگر حق بازو گشوده بود.
خونی گل رنگ آرام آرام موهای برفگون انس را رنگين می کرد. خون روی شيارهای صورت او می دويد و به پايين می خزيد اما او بدون توجه به خونی که آهسته آهسته قوايش را به تحليل می برد مبارزه می کرد و می کوشيد؛ شمشير می زد و فرياد می کشيد:
((قبايل عرب از (کاهل) و (ذودان) و (خندف) و (قيئ عيلان) همگی می دانند که مردان قبيله ی من در هنگام نبرد آفت هماوردان و سران سپاه اند. ما را در راه حق از مرگ هراسی نيست.))
انس آرام آرام نيروی خود را از دست می داد. ريزش خون کار خود را کرده و توانی برای او باقی نگذاشته بود. تا آن لحظه توانسته بود هجده نفر از سربازان خون خوار و جنايتکار دشمن را نابود سازد. او باز هم پی گير و پراميد مبارزه می کرد تا سرانجام در برابر انبوه سپاه دشمن از پا درآمد.
آن جا در ميان آن شن های داغ مردی سفيدموی و سفيدروی به خاک و خون تپيد. او در يک شب ظلمانی چون اختری روشن و پر فروغ از تاريکی ها و سياهی ها گريخت و پيش آمد و در کنار خورشيد فروزان حق در خون پاک و روشن خويش غوطه زد و خورشيدی نو ساخت.
برگرفته از کتاب ((آن جا که حق پيروز است)) اثر پرويز خرسند.
***
:: نوروز ::
سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز يک جشن ملی است که هرساله برپا می شود و هرساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اند؛ پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود تکرار نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید.در علم و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده؛ ((عقل)) تکرار را نمی پسندد اما ((احساس)) تکرار را دوست دارد. طبیعت را از تکرار ساخته اند جامعه با تکرار نیرومند می شود احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت احساس و جامعه هر سه دست اندر کارند.
نوروز که قرن های دراز است بر همه ی چشن های جهان فخر می فروشد از آن رو ((هست)) که يک قرارداد مصنوعی اجتماعی يا يک جشن تحميلی سياسی نيست؛ جشن جهان است و روز شادمانی زمين آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هيجان هر ((آغاز)).
نوروز تجديد خاطره ی بزرگی است؛ خاطره ی خويشاوندی انسان با طبيعت. هر سال اين فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پيچيده ی خود مادر خويش را از ياد می برد با يادآوری های وسوسه آميز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن می گيرد. فرزند در دامن مادر خود را باز می يابد و مادر در کنار فرزند چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فريادهای شادی می کشد جوان می شود حيات دوباره می گيرد و با يوسفش بينا و بيدار می شود.
تمدن مصنوعی ما هرچه پيچيده تر و سنگين تر می گردد نياز به بازگشت و باز شناخت طبيعت را در انسان حياتی تر می کند و بدين گونه است که نوروز برخلاف بعضی سنت ها که پير می شوند و فرسوده و گاه بيهوده؛ رو به توانايی می رود و در هر حال آينده ای جوان تر و درخشان تر دارد.
نوروز تنها فرصتی برای آسايش تفريح و خوش گذرانی نيست؛ نياز ضروری جامعه خوراک حياتی يک ملت نيز هست. دنيايی که بر تغيير و تحول گسيختن و زايل شدن درهم ريختن و از دست رفتن بنا شده است؛ جايی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغير و هميشه پايدار تنها تغيير است و ناپايداری چه چيز می تواند ملتی را جامعه ای را در برابر ارابه ی بی رحم زمان - که بر همه چيز می گذرد و له می کند و می رود - از زوال مصون دارد؟
در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داريم گويی خود را در همه ی نوروزهايی که هرساله در اين سرزمين برپا می کرده اند حاضر می يابيم و در اين حال صحنه های تاريک و روشن و صفحات سياه و سفيد تاريخ ملت کهن ما در برابر ديدگانمان ورق می خورد. ايمان به اين که نوروز را ملت ما هر ساله در اين سرزمين برپا می داشته است اين انديشه های پرهيجان را در مغزمان بيدار می کند که: آری هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر چهره ی اين خاک را به خون ملت ما رنگين کرده بود در کنار شعله های مهيبی که از تخت جمشيد زبانه می کشيد همان جا همان وقت مردم مصيبت زده ی ما نوروز را جدی تر وبا ايمان بيشتری برپا می کردند؛ آری هرساله! حتی همان سال که سربازان ((قتيبه)) بر کناره ی جيحون سرخ رنگ خيمه برافراشته بودند و ((مهلب)) خراسان را پياپی قتل عام می کرد در آرامش غمگين شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پرشور جشن می گرفتند.
نوروز همه وقت عزيز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان در چشم مسلمانان و در چشم شيعيان مسلمان. همه نوروز را عزيز شمرده اند و با زبان خويش از آن سخن گفته اند. حتی فيلسوفان و دانشمندان که گفته اند: ((نوروز روز نخستين آفرينش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در اين کار بود و ششمين روز خلقت جهان پايان گرفت و از اين روست که نخستين روز فروردين را هورمزد نام داده اند و ششمين روز را مقدس شمرده اند)).
چه افسانه ی زيبايی؛ زيباتر از واقعيت! راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستين روز بهار گويی نخستين روز آفرينش است؟ اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده مسلما آن روز اين نوروز بوده است. مسلما بهار نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است. هرگز خدا جهان را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نکرده است. مسلما اولين روز بهار سبزه ها روييدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سرزدن و جوانه ها شکفتن يعنی نوروز.
برگرفته از کتاب کویر نوشته ی زنده یاد دکتر علی شریعتی
